arrogation

[ایالات متحده]/ˌɑːrəˈɡreɪʃən/
[بریتانیا]/ˌærəˈɡreyʃən/

ترجمه

n. عمل برداشتن چیزی برای خود بدون حق؛ یک فرضیه متکبرانه از قدرت یا اختیار.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

arrogation of power

خودکامگی قدرت

abuse of arrogation

سوء استفاده از خودکامگی

arrogation of authority

خودکامگی اقتدار

claim through arrogation

ادعا از طریق خودکامگی

challenge the arrogation

چالش خودکامگی

arrogation without justification

خودکامگی بدون توجیه

condemnation of arrogation

محکومیت خودکامگی

resist the arrogation

مقاومت در برابر خودکامگی

manifestation of arrogation

ظاهر خودکامگی

end the arrogation

پایان خودکامگی

جملات نمونه

his arrogation of authority angered the team.

اعتماد به نفس بیش از حد او باعث خشم تیم شد.

the arrogation of public space for private use is controversial.

تصاحب فضای عمومی برای استفاده شخصی بحث برانگیز است.

she faced criticism for her arrogation of the project.

او به دلیل تصاحب پروژه مورد انتقاد قرار گرفت.

the arrogation of rights can lead to conflict.

تصاحب حقوق می تواند منجر به درگیری شود.

his arrogation of the title was met with resistance.

تصاحب عنوان او با مقاومت مواجه شد.

the arrogation of resources by the elite is a growing concern.

تصاحب منابع توسط نخب ها یک نگرانی رو به رشد است.

arrogation of power often leads to tyranny.

تصاحب قدرت اغلب منجر به ظلم می شود.

her arrogation of leadership roles was unexpected.

تصاحب نقش های رهبری توسط او غیرمنتظره بود.

the community opposed the arrogation of land by developers.

جامعه با تصاحب زمین توسط سازندگان مخالف بود.

his arrogation of credit for the work was unjust.

تصاحب اعتبار برای کار توسط او ناعادلانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید