asana

[ایالات متحده]/ˈæsɑːnə/
[بریتانیا]/əˈsænə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت یا حالت یوگا.
Word Forms
جمعasanas

عبارات و ترکیب‌ها

asana practice

تمرین آسانا

yoga asana

آسانا یوگا

holding an asana

نگه داشتن یک آسانا

asana variations

تغییرات آسانا

asana sequence

توالی آسانا

learning asanas

یادگیری آسانا

advanced asana

آسانا پیشرفته

asana alignment

تراز آسانا

therapeutic asana

آسانا درمانی

asana benefits

فواید آسانا

جملات نمونه

practicing asana improves flexibility and strength.

تمرین آسانا باعث افزایش انعطاف پذیری و قدرت می شود.

each asana has its own benefits for the body.

هر آسانا فواید خاص خود را برای بدن دارد.

she mastered the challenging asana after weeks of practice.

او پس از هفته ها تمرین، آسانا چالش برانگیز را تسلط کرد.

in yoga class, we learned a new asana every week.

در کلاس یوگا، هر هفته یک آسانا جدید یاد گرفتیم.

finding balance in asana requires focus and concentration.

پیدا کردن تعادل در آسانا نیاز به تمرکز و غلبه بر حواس دارد.

asana practice can help reduce stress and anxiety.

تمرین آسانا می تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند.

she enjoys exploring different asanas during her yoga sessions.

او از کشف آساناهای مختلف در طول جلسات یوگا خود لذت می برد.

each asana can be modified to suit individual needs.

می توان هر آسانا را متناسب با نیازهای فردی تغییر داد.

asana helps connect the mind and body in yoga.

آسانا به اتصال ذهن و بدن در یوگا کمک می کند.

she felt a deep sense of peace while holding the asana.

او در حالی که آسانا را نگه می داشت، احساس آرامش عمیقی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید