asperse

[ایالات متحده]/əˈspɜːr/
[بریتانیا]/əˈspɜːrs/

ترجمه

v به شهرت کسی آسیب زدن با بیان اظهارات نادرست یا ناعادلانه درباره او؛ در کلیسای کاتولیک، آب مقدس را بر چیزی پاشیدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردasperses
صفت یا فعل حال استمراریaspersing
زمان گذشتهaspersed
قسمت سوم فعلaspersed

عبارات و ترکیب‌ها

asperse someone's character

توهین به شخصیت کسی

asperse one's reputation

توهین به شهرت کسی

asperse without proof

توهین بدون ارائه مدرک

جملات نمونه

it is unfair to asperse someone's character without evidence.

بی‌ارزشی یا بدنام کردن کسی بدون مدرک ناعادلانه است.

he tried to asperse her reputation with false accusations.

او سعی کرد با اتهامات نادرست، شهرت او را بدنام کند.

don't asperse the team's efforts; they worked very hard.

تلاش‌های تیم را بدنام نکنید؛ آنها بسیار سخت کار کردند.

people often asperse those who are different from them.

افراد اغلب کسانی را که با آنها متفاوت هستند، بدنام می‌کنند.

to asperse someone publicly can have serious consequences.

بدنام کردن کسی علنا ​​می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

she felt hurt when her colleagues aspersed her work.

وقتی همکارانش کار او را بدنام کردند، او احساس ناراحتی کرد.

it is not right to asperse others to elevate yourself.

بدنام کردن دیگران برای ارتقای خود درست نیست.

he was quick to asperse anyone who disagreed with him.

او به سرعت هر کسی که با او مخالف بود را بدنام می‌کرد.

asperse the truth can lead to misunderstandings.

بدنام کردن حقیقت می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

it’s easy to asperse someone when you don’t know the whole story.

وقتی داستان را نمی‌دانید، بدنام کردن کسی آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید