asperse someone's character
توهین به شخصیت کسی
asperse one's reputation
توهین به شهرت کسی
asperse without proof
توهین بدون ارائه مدرک
it is unfair to asperse someone's character without evidence.
بیارزشی یا بدنام کردن کسی بدون مدرک ناعادلانه است.
he tried to asperse her reputation with false accusations.
او سعی کرد با اتهامات نادرست، شهرت او را بدنام کند.
don't asperse the team's efforts; they worked very hard.
تلاشهای تیم را بدنام نکنید؛ آنها بسیار سخت کار کردند.
people often asperse those who are different from them.
افراد اغلب کسانی را که با آنها متفاوت هستند، بدنام میکنند.
to asperse someone publicly can have serious consequences.
بدنام کردن کسی علنا میتواند عواقب جدی داشته باشد.
she felt hurt when her colleagues aspersed her work.
وقتی همکارانش کار او را بدنام کردند، او احساس ناراحتی کرد.
it is not right to asperse others to elevate yourself.
بدنام کردن دیگران برای ارتقای خود درست نیست.
he was quick to asperse anyone who disagreed with him.
او به سرعت هر کسی که با او مخالف بود را بدنام میکرد.
asperse the truth can lead to misunderstandings.
بدنام کردن حقیقت میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
it’s easy to asperse someone when you don’t know the whole story.
وقتی داستان را نمیدانید، بدنام کردن کسی آسان است.
asperse someone's character
توهین به شخصیت کسی
asperse one's reputation
توهین به شهرت کسی
asperse without proof
توهین بدون ارائه مدرک
it is unfair to asperse someone's character without evidence.
بیارزشی یا بدنام کردن کسی بدون مدرک ناعادلانه است.
he tried to asperse her reputation with false accusations.
او سعی کرد با اتهامات نادرست، شهرت او را بدنام کند.
don't asperse the team's efforts; they worked very hard.
تلاشهای تیم را بدنام نکنید؛ آنها بسیار سخت کار کردند.
people often asperse those who are different from them.
افراد اغلب کسانی را که با آنها متفاوت هستند، بدنام میکنند.
to asperse someone publicly can have serious consequences.
بدنام کردن کسی علنا میتواند عواقب جدی داشته باشد.
she felt hurt when her colleagues aspersed her work.
وقتی همکارانش کار او را بدنام کردند، او احساس ناراحتی کرد.
it is not right to asperse others to elevate yourself.
بدنام کردن دیگران برای ارتقای خود درست نیست.
he was quick to asperse anyone who disagreed with him.
او به سرعت هر کسی که با او مخالف بود را بدنام میکرد.
asperse the truth can lead to misunderstandings.
بدنام کردن حقیقت میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
it’s easy to asperse someone when you don’t know the whole story.
وقتی داستان را نمیدانید، بدنام کردن کسی آسان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید