at-location

[ایالات متحده]/[ət ləˈkeɪʃən]/
[بریتانیا]/[æt ləˈkeɪʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایگاه یا موقعیت خاصی که چیزی در آن قرار دارد؛ یک مکان یا محل.
adj. مربوط به یا نشان دهنده یک موقعیت خاص.
adv. در یک موقعیت خاص.

جملات نمونه

we met at the coffee shop downtown.

ما در کافه‌ای در مرکز شهر دیدار کردیم.

the children were playing at the park all afternoon.

کودکان تمام عصر در پارک بازی می‌کردند.

i left my keys at the front desk of the hotel.

من کلیدهایم را روی میز فروشگاهی هتل گذاشتم.

the concert will be held at the stadium next saturday.

کنسرت روز جمعه آینده در ورزشگاه برگزار خواهد شد.

she works at a large accounting firm in new york.

او در یک شرکت حسابرسی بزرگ در نیویورک کار می‌کند.

he's studying at the university library this evening.

او امروز شبانه در کتابخانه دانشگاه درس می‌خواند.

the meeting took place at the conference room on the third floor.

جلسه در اتاق کنفرانس طبقه سوم برگزار شد.

they are staying at a cozy bed and breakfast in vermont.

آنها در یک هاست‌خانه گرم در ورمونت اقامت می‌کنند.

the artist displayed her paintings at the local gallery.

هنرمند نقاشی‌هایش را در گالری محلی نمایش داد.

the volunteers gathered at the community center to pack boxes.

کارگزاران در مرکز جامعه جمع شدند تا کارتن‌ها را بستند.

the food truck is parked at the corner of elm and main.

خودروی غذا در گوشه چرخ و اصلی پارک شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید