many philosophers attempt to atheize traditional religious concepts.
بسیاری از فیلسوفان تلاش میکنند تا مفاهیم مذهبی سنتی را بیخدانه کنند.
the author tries to atheize the moral framework in her latest book.
نویسنده سعی میکند چارچوب اخلاقی را در آخرین کتاب خود بیخدانه کند.
some scientists are accused of trying to atheize scientific inquiry.
برخی از دانشمندان به تلاش برای بیخدانه کردن پژوهشهای علمی متهم میشوند.
the movement sought to atheize the education system.
جنبش به دنبال بیخدانه کردن سیستم آموزشی بود.
critics argue that certain ideologies aim to atheize society.
منتقدان استدلال میکنند که برخی ایدئولوژیها هدف بیخدانه کردن جامعه را دارند.
he wrote a book attempting to atheize the notion of divine providence.
او کتابی نوشت که در آن سعی میکرد مفهوم قضا و قدر الهی را بیخدانه کند.
the government attempted to atheize the population through propaganda.
دولت سعی کرد از طریق تبلیغات جمعیت را بیخدانه کند.
some scholars try to atheize historical narratives.
برخی از محققان سعی میکنند روایتهای تاریخی را بیخدانه کنند.
the philosopher's work was seen as an attempt to atheize ethics.
کارهای فیلسوف به عنوان تلاشی برای بیخدانه کردن اخلاق تلقی میشد.
modern secularism often seeks to atheize public life.
سکولاریسم مدرن اغلب به دنبال بیخدانه کردن زندگی عمومی است.
the professor's lectures were accused of trying to atheize students.
به سخنرانیهای استاد به خاطر تلاش برای بیخدانه کردن دانشجویان متهم شدند.
the campaign aimed to atheize the cultural traditions.
کمپین هدف بیخدانه کردن سنتهای فرهنگی بود.
many philosophers attempt to atheize traditional religious concepts.
بسیاری از فیلسوفان تلاش میکنند تا مفاهیم مذهبی سنتی را بیخدانه کنند.
the author tries to atheize the moral framework in her latest book.
نویسنده سعی میکند چارچوب اخلاقی را در آخرین کتاب خود بیخدانه کند.
some scientists are accused of trying to atheize scientific inquiry.
برخی از دانشمندان به تلاش برای بیخدانه کردن پژوهشهای علمی متهم میشوند.
the movement sought to atheize the education system.
جنبش به دنبال بیخدانه کردن سیستم آموزشی بود.
critics argue that certain ideologies aim to atheize society.
منتقدان استدلال میکنند که برخی ایدئولوژیها هدف بیخدانه کردن جامعه را دارند.
he wrote a book attempting to atheize the notion of divine providence.
او کتابی نوشت که در آن سعی میکرد مفهوم قضا و قدر الهی را بیخدانه کند.
the government attempted to atheize the population through propaganda.
دولت سعی کرد از طریق تبلیغات جمعیت را بیخدانه کند.
some scholars try to atheize historical narratives.
برخی از محققان سعی میکنند روایتهای تاریخی را بیخدانه کنند.
the philosopher's work was seen as an attempt to atheize ethics.
کارهای فیلسوف به عنوان تلاشی برای بیخدانه کردن اخلاق تلقی میشد.
modern secularism often seeks to atheize public life.
سکولاریسم مدرن اغلب به دنبال بیخدانه کردن زندگی عمومی است.
the professor's lectures were accused of trying to atheize students.
به سخنرانیهای استاد به خاطر تلاش برای بیخدانه کردن دانشجویان متهم شدند.
the campaign aimed to atheize the cultural traditions.
کمپین هدف بیخدانه کردن سنتهای فرهنگی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید