attemper

[ایالات متحده]/ætˈtɛmpər/
[بریتانیا]/atˈtɛmər/

ترجمه

v برای تعدیل یا تنظیم چیزی؛ برای قابل تحمل‌تر یا قابل قبول‌تر کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردattempers
صفت یا فعل حال استمراریattempering
زمان گذشتهattempered
قسمت سوم فعلattempered

عبارات و ترکیب‌ها

attemper one's expectations

کنترل انتظارات

attemper one's behavior

کنترل رفتار

attemper with caution

با احتیاط عمل کنید

جملات نمونه

the teacher tried to attemper the students' anxiety before the exam.

معلم تلاش کرد تا اضطراب دانش‌آموزان را قبل از امتحان کاهش دهد.

he used music to attemper the tense atmosphere in the room.

او از موسیقی برای کاهش فضای پرتنش در اتاق استفاده کرد.

to attemper the heat, she added more water to the soup.

برای کاهش گرما، او آب بیشتری به سوپ اضافه کرد.

the manager decided to attemper the workload during the busy season.

مدیر تصمیم گرفت حجم کاری را در طول فصل شلوغ کاهش دهد.

we need to attemper our expectations for this project.

ما باید انتظارات خود را برای این پروژه کاهش دهیم.

she spoke softly to attemper his frustration.

او با لحنی آرام صحبت کرد تا او را از ناراحتی‌اش آرام کند.

the coach attempered the training intensity for the injured players.

مربی شدت تمرین را برای بازیکنان مصدوم کاهش داد.

to attemper the impact of the news, the company issued a statement.

برای کاهش تأثیر این خبر، شرکت بیانیه‌ای صادر کرد.

they attempered their approach to make it more inclusive.

آنها رویکرد خود را برای فراگیرتر کردن آن تعدیل کردند.

he tried to attemper the criticism with a positive note.

او سعی کرد انتقاد را با لحنی مثبت تعدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید