attempered

[ایالات متحده]/ætˈtɛmpəd/
[بریتانیا]/atˈtɛm.pərd/

ترجمه

v به اعتدال رساندن یا تعدیل کردن؛ به دقت تنظیم یا کنترل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

attempered by time

آسیب دیده از گذر زمان

an attempered response

پاسخی تعدیل شده

attempered anger

خشم تعدیل شده

an attempered approach

رویکرد تعدیل شده

attempered expectations

انتظارات تعدیل شده

جملات نمونه

the artist's style is well attempered with modern influences.

سبک هنرمند به خوبی با تأثیرات مدرن همراه شده است.

her emotions were attempered by years of experience.

احساسات او پس از سال‌ها تجربه تعدیل شد.

the wine was attempered to enhance its flavor.

شراب برای افزایش طعم آن تعدیل شد.

his harsh words were attempered by a gentle tone.

کلمات تند او با لحنی ملایم تعدیل شد.

the team's strategy was attempered for better results.

استراتژی تیم برای دستیابی به نتایج بهتر تعدیل شد.

she attempered her criticism with constructive feedback.

او انتقاد خود را با بازخورد سازنده تعدیل کرد.

the policy was attempered to address public concerns.

سیاست برای رسیدگی به نگرانی‌های عمومی تعدیل شد.

his enthusiasm was attempered by a sense of realism.

اشتیاق او با حس واقع‌بینی تعدیل شد.

the recipe was attempered to suit different tastes.

دستور غذا برای مطابقت با سلیقه‌های مختلف تعدیل شد.

her laughter was attempered by a hint of sadness.

خنده او با رگه‌ای از غم تعدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید