bacchanalians

[ایالات متحده]/bækəˈnēliən/
[بریتانیا]/bæ-kə-ˈneɪ-lē-ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های یک باخنالی؛ جشن‌های وحشی و مستی
n. شخصی که در نوشیدن بیش از حد و جشن‌های شادمانی شرکت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

bacchanalian revelry

جشن‌های باستانی

bacchanalian feast

جشن باستانی

a bacchanalian atmosphere

فضای باستانی

bacchanalian excesses

افراط و تفریحات باستانی

bacchanalian celebration

جشن باستانی

a bacchanalian spirit

روحیه باستانی

bacchanalian orgies

جنون باستانی

جملات نمونه

the bacchanalian festivities lasted all night.

جشن‌های باستانی‌گری در طول شب ادامه داشتند.

they indulged in a bacchanalian feast.

آنها در یک جشن باستانی‌گری غرق شدند.

the party had a distinctly bacchanalian atmosphere.

جشن‌ها حال و هوای باستانی‌گری متمایزی داشتند.

his bacchanalian lifestyle caught up with him.

سبک زندگی باستانی‌گری او به او رسید.

she enjoyed the bacchanalian revelry of the festival.

او از جشن‌های باستانی‌گری جشنواره لذت برد.

the wine flowed freely at the bacchanalian gathering.

شراب به طور آزادانه در گردهمایی باستانی‌گری جریان داشت.

they danced in a bacchanalian frenzy.

آنها با جنون باستانی‌گری می‌رقصیدند.

his bacchanalian habits were well-known among friends.

عادات باستانی‌گری او در بین دوستانش به خوبی شناخته شده بود.

the bacchanalian spirit of the event was infectious.

روحیه باستانی‌گری رویداد مسری بود.

she wrote a novel about a bacchanalian society.

او رمانی درباره یک جامعه باستانی‌گری نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید