| صفت یا فعل حال استمراری | backpedalling |
| قسمت سوم فعل | backpedalled |
| زمان گذشته | backpedalled |
| شکل سوم شخص مفرد | backpedals |
| جمع | backpedals |
backpedal under pressure
پسرفت تحت فشار
forced to backpedal
تحت فشار برای پسرفت اجبار شد
start to backpedal
شروع به پسرفت کردن
reluctant to backpedal
تمایل نداشتن به پسرفت
backpedal gracefully
به طور مؤدبانه پسرفت کردن
backpedal publicly
به صورت علنی پسرفت کردن
attempt to backpedal
تلاش برای پسرفت کردن
continue to backpedal
به پسرفت کردن ادامه دهید
he had to backpedal on his earlier statements.
او مجبور شد عقبنشینی کند و اظهارات قبلی خود را پس بگیرد.
after the backlash, she decided to backpedal on her proposal.
پس از واکنش منفی، او تصمیم گرفت پیشنهاد خود را پس بگیرد.
politicians often backpedal when faced with public scrutiny.
سیاستمداران اغلب در برابر نظارت افکار عمومی عقبنشینی میکنند.
he tried to backpedal from his commitment to the project.
او سعی کرد از تعهد خود به پروژه عقبنشینی کند.
she had to backpedal after realizing her mistake.
او پس از متوجه شدن اشتباهش مجبور شد عقبنشینی کند.
the company decided to backpedal on its pricing strategy.
شرکت تصمیم گرفت استراتژی قیمتگذاری خود را پس بگیرد.
he quickly backpedaled when confronted with evidence.
وقتی با مدارک مواجه شد، او به سرعت عقبنشینی کرد.
they had to backpedal on their initial plans due to unforeseen circumstances.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، آنها مجبور شدند طرحهای اولیه خود را پس بگیرند.
it's common for leaders to backpedal during a crisis.
معمولاً در زمان بحران، رهبران عقبنشینی میکنند.
he backpedaled on his promises, disappointing many supporters.
او بر سر وعدههای خود عقبنشینی کرد و بسیاری از حامیان را ناامید کرد.
backpedal under pressure
پسرفت تحت فشار
forced to backpedal
تحت فشار برای پسرفت اجبار شد
start to backpedal
شروع به پسرفت کردن
reluctant to backpedal
تمایل نداشتن به پسرفت
backpedal gracefully
به طور مؤدبانه پسرفت کردن
backpedal publicly
به صورت علنی پسرفت کردن
attempt to backpedal
تلاش برای پسرفت کردن
continue to backpedal
به پسرفت کردن ادامه دهید
he had to backpedal on his earlier statements.
او مجبور شد عقبنشینی کند و اظهارات قبلی خود را پس بگیرد.
after the backlash, she decided to backpedal on her proposal.
پس از واکنش منفی، او تصمیم گرفت پیشنهاد خود را پس بگیرد.
politicians often backpedal when faced with public scrutiny.
سیاستمداران اغلب در برابر نظارت افکار عمومی عقبنشینی میکنند.
he tried to backpedal from his commitment to the project.
او سعی کرد از تعهد خود به پروژه عقبنشینی کند.
she had to backpedal after realizing her mistake.
او پس از متوجه شدن اشتباهش مجبور شد عقبنشینی کند.
the company decided to backpedal on its pricing strategy.
شرکت تصمیم گرفت استراتژی قیمتگذاری خود را پس بگیرد.
he quickly backpedaled when confronted with evidence.
وقتی با مدارک مواجه شد، او به سرعت عقبنشینی کرد.
they had to backpedal on their initial plans due to unforeseen circumstances.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، آنها مجبور شدند طرحهای اولیه خود را پس بگیرند.
it's common for leaders to backpedal during a crisis.
معمولاً در زمان بحران، رهبران عقبنشینی میکنند.
he backpedaled on his promises, disappointing many supporters.
او بر سر وعدههای خود عقبنشینی کرد و بسیاری از حامیان را ناامید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید