backslapping and compliments
تعارف و تعریف
engage in backslapping
درگیر تعارف شدن
guilty of backslapping
گناهکار تعارف
stop the backslapping
متوقف کردن تعارف
backslapping and flattery
تعارف و چاپلوسی
fake backslapping
تعارف جعلی
undermine with backslapping
تضعیف با تعارف
backslapping politics
سیاست تعارف
his backslapping attitude made everyone uncomfortable.
حرفهای تعریف و تشکر اغراقآمیزش باعث ناراحتی همه میشد.
the backslapping at the party created a false sense of camaraderie.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز در مهمانی، حس کاذب همدلی را ایجاد کرد.
she was tired of the backslapping culture at her workplace.
او از فرهنگ تعریف و تشکر اغراقآمیز در محل کارش خسته شده بود.
backslapping can sometimes overshadow genuine feedback.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز گاهی اوقات بازخورد واقعی را تحتالشعاع قرار میدهد.
he enjoys the backslapping that comes with his promotion.
او از تعریف و تشکر اغراقآمیزی که با ارتقای او همراه بود لذت میبرد.
the backslapping among colleagues felt insincere.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز بین همکاران غیرصادقانه به نظر میرسید.
during the meeting, there was a lot of backslapping.
در طول جلسه، تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز زیادی وجود داشت.
backslapping can create an unproductive work environment.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز میتوانند یک محیط کاری غیرسازنده ایجاد کنند.
the backslapping from his peers boosted his confidence.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز از سوی همسالان اعتماد به نفس او را افزایش داد.
she found the backslapping to be quite superficial.
او تعریف و تشکر اغراقآمیز را بسیار سطحی میدانست.
backslapping and compliments
تعارف و تعریف
engage in backslapping
درگیر تعارف شدن
guilty of backslapping
گناهکار تعارف
stop the backslapping
متوقف کردن تعارف
backslapping and flattery
تعارف و چاپلوسی
fake backslapping
تعارف جعلی
undermine with backslapping
تضعیف با تعارف
backslapping politics
سیاست تعارف
his backslapping attitude made everyone uncomfortable.
حرفهای تعریف و تشکر اغراقآمیزش باعث ناراحتی همه میشد.
the backslapping at the party created a false sense of camaraderie.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز در مهمانی، حس کاذب همدلی را ایجاد کرد.
she was tired of the backslapping culture at her workplace.
او از فرهنگ تعریف و تشکر اغراقآمیز در محل کارش خسته شده بود.
backslapping can sometimes overshadow genuine feedback.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز گاهی اوقات بازخورد واقعی را تحتالشعاع قرار میدهد.
he enjoys the backslapping that comes with his promotion.
او از تعریف و تشکر اغراقآمیزی که با ارتقای او همراه بود لذت میبرد.
the backslapping among colleagues felt insincere.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز بین همکاران غیرصادقانه به نظر میرسید.
during the meeting, there was a lot of backslapping.
در طول جلسه، تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز زیادی وجود داشت.
backslapping can create an unproductive work environment.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز میتوانند یک محیط کاری غیرسازنده ایجاد کنند.
the backslapping from his peers boosted his confidence.
تعارفات و تعریفهای اغراقآمیز از سوی همسالان اعتماد به نفس او را افزایش داد.
she found the backslapping to be quite superficial.
او تعریف و تشکر اغراقآمیز را بسیار سطحی میدانست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید