balklines

[ایالات متحده]/bɔːkˈlaɪn/
[بریتانیا]/baulkˈlaɪn/

ترجمه

n. خط شروع در یک مسابقه دو و میدانی؛ خطی که ورزشکاران نباید قبل از شروع مسابقه از آن عبور کنند (خط خطا).

عبارات و ترکیب‌ها

balkline response

پاسخ خط عقب

draw a balkline

کشیدن خط عقب

cross the balkline

عبور از خط عقب

balkline violation

نقض خط عقب

stay within balklines

درون خطوط عقب بمانید

balkline agreement

توافق خط عقب

جملات نمونه

he decided to play a game of balkline billiards.

او تصمیم گرفت یک بازی بیلیارد خطی بازی کند.

the balkline rules can be quite complex for beginners.

قوانین بیلیارد خطی می تواند برای مبتدیان بسیار پیچیده باشد.

she excelled at balkline, winning several tournaments.

او در بیلیارد خطی بسیار موفق بود و چندین مسابقه را برد.

understanding balkline strategy is essential for success.

درک استراتژی بیلیارد خطی برای موفقیت ضروری است.

they installed a new balkline table in the club.

آنها یک میز بیلیارد خطی جدید در باشگاه نصب کردند.

his favorite pastime is playing balkline with friends.

علاقه اصلی او بازی بیلیارد خطی با دوستان است.

she learned the intricacies of balkline from her father.

او پیچیدگی های بیلیارد خطی را از پدرش یاد گرفت.

the balkline game requires a lot of precision and skill.

بازی بیلیارد خطی نیاز به دقت و مهارت زیادی دارد.

he often practices balkline to improve his game.

او اغلب بیلیارد خطی را تمرین می کند تا بازی خود را بهبود بخشد.

she watched a professional balkline match on tv.

او یک مسابقه حرفه ای بیلیارد خطی را در تلویزیون تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید