bandboxes

[ایالات متحده]/ˈbændˌbɒks/
[بریتانیا]/ˈbændˌbɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جعبه مقوایی سخت، که معمولاً برای نگهداری کلاه‌ها استفاده می‌شود.; یک جعبه مقوایی استوانه‌ای که برای نگه‌داشتن کلاه‌ها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bandbox new

جعبه نو

like a bandbox

مثل یک جعبه

bandbox condition

شرایط جعبه

جملات نمونه

the children played in the bandbox all afternoon.

کودکان بعد از ظهر در جعبه‌بندی بازی کردند.

she found an old bandbox filled with letters.

او یک جعبه‌بندی قدیمی پر از نامه پیدا کرد.

the bandbox was decorated with colorful patterns.

جعبه‌بندی با طرح‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

he stored his childhood toys in a bandbox.

او اسباب‌بازی‌های دوران کودکی خود را در یک جعبه‌بندی نگهداری کرد.

the bandbox was a family heirloom passed down for generations.

جعبه‌بندی یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل می‌شد.

they used a bandbox to keep the dolls safe.

آنها از یک جعبه‌بندی برای ایمن نگه داشتن عروسک‌ها استفاده کردند.

her grandmother's bandbox was filled with memories.

جعبه‌بندی مادربزرگش پر از خاطرات بود.

the bandbox was too small for all the toys.

جعبه‌بندی برای همه اسباب‌بازی‌ها خیلی کوچک بود.

he painted the bandbox to match his room decor.

او جعبه‌بندی را با رنگی که با دکوراسیون اتاقش مطابقت داشت، رنگ کرد.

she opened the bandbox to find a surprise inside.

او جعبه‌بندی را باز کرد تا یک غافلگیری داخل آن پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید