barbettes

[ایالات متحده]/bɑːˈbɛt/
[بریتانیا]/bar-bet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. parapet یا سکویی برای نصب توپ‌ها، معمولاً در عرشه باز یک کشتی؛ یک توپ کوچک نصب شده بر روی باربته.

عبارات و ترکیب‌ها

barbette armor

زره باربِت

gun barbette

باربِت تفنگ

ship's barbette

باربِت کشتی

fortifications barbette

باربِت استحکامات

جملات نمونه

the artillery was mounted on a barbette for better range.

توپ‌ها بر روی باربِت برای افزایش برد نصب شده بودند.

the ship's barbette design improved its defensive capabilities.

طراحی باربِت کشتی توانایی‌های دفاعی آن را بهبود بخشید.

during the battle, the crew operated the guns from the barbette.

در طول نبرد، خدمه توپ‌ها را از باربِت عمل می‌دادند.

the barbette allowed for 360-degree firing capabilities.

باربِت امکان شلیک 360 درجه‌ای را فراهم می‌کرد.

he studied the historical significance of the barbette in naval warfare.

او اهمیت تاریخی باربِت در جنگ‌های دریایی را مطالعه کرد.

the fortifications included a barbette to protect against aerial attacks.

محصورسازی‌ها شامل باربِتی برای محافظت در برابر حملات هوایی بود.

modern designs often incorporate a barbette for enhanced stability.

طرح‌های مدرن اغلب از باربِت برای افزایش پایداری استفاده می‌کنند.

they installed a new barbette to upgrade the old battleship.

آنها یک باربِت جدید نصب کردند تا ناو جنگی قدیمی را ارتقا دهند.

the construction of the barbette was completed ahead of schedule.

ساخت باربِت زودتر از موعد به پایان رسید.

engineers evaluated the effectiveness of the barbette in various conditions.

مهندسان اثربخشی باربِت را در شرایط مختلف ارزیابی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید