baulk

[ایالات متحده]/bɔːk/
[بریتانیا]/bɔk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تردید در پیشرفت، نشان دادن عدم تمایل
vt. مانع شدن، مسدود کردن
n. مانع، موانع، سنگی در مسیر
Word Forms
قسمت سوم فعلbaulked
زمان گذشتهbaulked
جمعbaulks
شکل سوم شخص مفردbaulks
صفت یا فعل حال استمراریbaulking

عبارات و ترکیب‌ها

baulk at challenges

ترسیدن از چالش‌ها

جملات نمونه

he baulked at such a drastic solution.

او در برابر چنین راه حل اساسی تردید کرد.

a tiger baulked of its prey.

ببر که طعمه‌اش را از دست داده بود.

he raised every objection he could to baulk this plan.

او هر اعتراضی که می‌توانست برای جلوگیری از این طرح مطرح کرد.

the four wooden baulks were each shod with heavy iron heads.

چهار تیر چوبی بودند که سرشان با سر آهن سنگین پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید