dither

[ایالات متحده]/ˈdɪðə(r)/
[بریتانیا]/ˈdɪðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرزش; تغییر رنگ; تپش با فرکانس بالا
vi. تردید کردن; دمدمی بودن.

جملات نمونه

he was all of a dither .

او کاملاً مضطرب بود.

he was dithering about the election date.

او درباره تاریخ انتخابات مردد بود.

throw sb. into a dither

کسی را به آشفتگی بیانداختن

after months of dither ministers had still not agreed.

پس از ماه‌های مردد بودن، وزیران هنوز به توافق نرسیده بودند.

all of a dither , he prophesied instant chaos.

کاملاً مضطرب، او آشفتگی فوری را پیش‌بینی کرد.

For God’s sake stop dithering and make up your mind!

به خدا، مردد بودن را متوقف کنید و تصمیم بگیرید!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید