bedframe

[ایالات متحده]/ˈbɛdfreɪm/
[بریتانیا]/ˈbɛdˌfreɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار پشتیبانی یک تخت، که معمولاً از چوب یا فلز ساخته شده است، که بر روی آن تشک و ملحفه قرار می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

bedframe assembly

مونتاژ فریم تخت

wooden bedframe

فریم تخت چوبی

bedframe dimensions

ابعاد فریم تخت

metal bedframe design

طراحی فریم تخت فلزی

replace the bedframe

تعویض فریم تخت

bedframe slats

سِل‌های فریم تخت

adjustable bedframe

فریم تخت قابل تنظیم

bedframe headboard

سرپوش فریم تخت

جملات نمونه

i need to buy a new bedframe for my bedroom.

من نیاز دارم یک فریم تخت جدید برای اتاق خوابم بخرم.

the bedframe is made of solid wood.

فریم تخت از چوب جامد ساخته شده است.

she painted the bedframe to match the walls.

او فریم تخت را رنگ کرد تا با دیوارها مطابقت داشته باشد.

he assembled the bedframe in less than an hour.

او فریم تخت را در کمتر از یک ساعت مونتاژ کرد.

my bedframe has built-in storage drawers.

فریم تخت من دارای کشوهای ذخیره سازی داخلی است.

the bedframe squeaks whenever i move.

هنگام حرکت، فریم تخت من جیغ می کشد.

choosing the right bedframe can enhance your bedroom's style.

انتخاب فریم تخت مناسب می تواند ظاهر اتاق خواب شما را بهبود بخشد.

he prefers a low-profile bedframe for a modern look.

او ترجیح می دهد یک فریم تخت با پروفایل پایین برای داشتن ظاهری مدرن.

the bedframe was delivered yesterday and looks great.

فریم تخت دیروز تحویل داده شد و عالی به نظر می رسد.

make sure to measure your mattress before buying a bedframe.

قبل از خرید فریم تخت، حتماً تشک خود را اندازه بگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید