begetting

[ایالات متحده]/bɪˈɡɛtɪŋ/
[بریتانیا]/biˈɡɛtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پدر شدن یک کودک; تولید یا باعث وجود یا وقوع چیزی شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

begetting generations

تولید نسل‌ها

جملات نمونه

begetting new ideas often leads to innovation.

ایجاد ایده‌های جدید اغلب منجر به نوآوری می‌شود.

he believed that begetting children was a great responsibility.

او معتقد بود که آوردن فرزندان یک مسئولیت بزرگ است.

begetting a strong partnership requires trust and communication.

ایجاد یک مشارکت قوی نیازمند اعتماد و ارتباط است.

she focused on begetting a positive environment in her classroom.

او بر ایجاد یک محیط مثبت در کلاس خود تمرکز کرد.

begetting friendships takes time and effort.

ایجاد دوستی زمان و تلاش می‌برد.

they discussed the challenges of begetting a successful business.

آنها چالش‌های ایجاد یک کسب و کار موفق را مورد بحث قرار دادند.

begetting a legacy is important for many families.

ایجاد میراث برای بسیاری از خانواده‌ها مهم است.

he was passionate about begetting change in his community.

او نسبت به ایجاد تغییر در جامعه خود مشتاق بود.

begetting creativity can enhance problem-solving skills.

ایجاد خلاقیت می‌تواند مهارت‌های حل مسئله را افزایش دهد.

they saw begetting love as the ultimate goal in life.

آنها عشق ورزیدن را به عنوان هدف نهایی زندگی می‌دیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید