behest

[ایالات متحده]/bɪ'hest/
[بریتانیا]/bɪ'hɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمان; دعوت; درخواست.
Word Forms
جمعbehests

عبارات و ترکیب‌ها

at someone's behest

به درخواست کسی

جملات نمونه

they had assembled at his behest .

آنها به درخواست او جمع شده بودند.

I called the office at the behest of my secretary.

من به درخواست منشی‌ام با دفتر تماس گرفتم.

They arrested him at the King’s behest.

او را به دستور پادشاه دستگیر کردند.

following the king's behest

دنبال کردن درخواست پادشاه

carried out at his behest

به دستور او انجام شد.

obliged to obey his behest

مجبور به اطاعت از درخواست او بودند.

issued at the behest of the president

منتشر شده به دستور رئیس جمهور.

acting at the behest of the director

به دستور مدیر عمل کرد.

complying with the behest of the CEO

با درخواست مدیر عامل مطابقت کرد.

following orders at the behest of the commander

دنبال کردن دستورات به دستور فرمانده.

نمونه‌های واقعی

Minority investors in Brazil protest that Petrobras is building unprofitable oil refineries and favouring local suppliers, at politicians' behest.

سرمایه‌گذاران خرد در برزیل اعتراض می‌کنند که پتروبراس در حال ساخت پالایشگاه‌های غیرسودآور است و از تامین‌کنندگان محلی، به دستور سیاستمداران، حمایت می‌کند.

منبع: The Economist - Comprehensive

The child is a compensatory object at the behest of the parent's disguised vulnerabilities.

کودک یک شیء جبرانی به دستور آسیب‌پذیری‌های پنهان والدین است.

منبع: The school of life

Let me underscore that Russian soldiers sent to Ukraine at the behest of the Kremlin will face fierce resistance.

اجازه دهید تاکید کنم که سربازان روسی که به دستور کرملین به اوکراین فرستاده شده‌اند با مقاومت شدید روبرو خواهند شد.

منبع: PBS Interview Social Series

Clopin's pension, she had addressed a similar behest to Andora Macy.

بیمانسونی کلپین، او یک درخواست مشابه را به آندورا مالی ارسال کرده بود.

منبع: People and Ghosts (Part 2)

" He was ever the Imp's creature. Only the Stranger knows how many men he's sent to hell at Tyrion's behest" .

او همیشه موجودی متعلق به امپ بود. فقط غریبه می‌داند چند مرد را به دستور تایریون به جهنم فرستاده است.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

And I believe it is at her behest.

و من معتقدم که این به دستور اوست.

منبع: True Blood Season 3

Burnham's jacket, donated by the mayor of Greater Manchester at the museum's behest, is not yet on show.

ژاکت برنهام که به دستور موزه توسط شهردار منچستر بزرگتر اهدا شده است، هنوز به نمایش در نیامده است.

منبع: Selected English short passages

Was the... the downsizing at the behest of Mr. Sweeney?

آیا... کاهش نیروها به دستور آقای سوئی نی بود؟

منبع: The Good Wife Season 4

At the behest of Britain and others, NATO took charge of the war in Libya, leaving the EU on the sidelines.

به دستور بریتانیای کبیر و دیگران، ناتو مسئولیت جنگ در لیبی را بر عهده گرفت و اتحادیه اروپا را در حاشیه کنار گذاشت.

منبع: The Economist (Summary)

On the last night Margot and I had supper in the hotel's dining room, at her behest.

در آخرین شب مارگو و من شام را در اتاق غذاخوری هتل، به دستور او، خوردیم.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید