belabour

[ایالات متحده]/bɪˈleɪbə/
[بریتانیا]/bɪ'lebɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به شدت کتک زدن یا سرزنش کردن.
شکل‌های واژه
صفت یا فعل حال استمراریbelabouring
زمان گذشتهbelaboured
قسمت سوم فعلbelaboured
شکل سوم شخص مفردbelabours
جمعbelabours

عبارات و ترکیب‌ها

belabour the point

تکرار مکرر موضوع

belabour the issue

تکرار مکرر موضوع

جملات نمونه

there is no need to belabour the point.

نیازی به تاکید بیشتر نیست.

Bernard was belabouring Jed with his fists.

برنارد با مشت‌هایش جد را مورد ضرب و شتم قرار می‌داد.

More examples just belabour it.

فقط مثال‌های بیشتری را بیشتر توضیح دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید