belabouring

[ایالات متحده]/bɪˈleɪbərɪŋ/
[بریتانیا]/bəˈleɪbərɪŋ/

ترجمه

v. به طور مکرر و بیش از حد به چیزی ضربه زدن یا روی آن کار کردن.; به شدت و به طور مداوم کسی را مورد انتقاد قرار دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

belabouring the point

تکرار مکرر موضوع

belabouring the obvious

تکرار مکرر بدیهیات

belabouring the details

تکرار مکرر جزئیات

جملات نمونه

he kept belabouring the point during the meeting.

او به تکرار و تاکید بر این نکته در طول جلسه ادامه داد.

she was belabouring the same argument over and over.

او همان استدلال را بارها و بارها تکرار می‌کرد.

belabouring the issue will not lead to a solution.

تکرار و تاکید بر این موضوع منجر به یافتن راه حل نخواهد شد.

they spent hours belabouring the details of the project.

آنها ساعت‌ها روی جزئیات پروژه تاکید و تکرار کردند.

stop belabouring the past and focus on the future.

تکرار گذشته را متوقف کنید و بر آینده تمرکز کنید.

he tends to belabour every mistake he makes.

او معمولاً هر اشتباهی که مرتکب می‌شود را تکرار و تاکید می‌کند.

belabouring the same topic can bore the audience.

تکرار و تاکید بر یک موضوع می‌تواند مخاطبان را خسته کند.

she was belabouring the need for better communication.

او بر ضرورت برقراری ارتباط بهتر تاکید و تکرار می‌کرد.

belabouring the rules won't make them clearer.

تکرار قوانین آن‌ها را واضح‌تر نخواهد کرد.

he kept belabouring how important the deadline was.

او به تکرار و تاکید بر اهمیت ضرب‌الاجل ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید