belaboured

[ایالات متحده]/bɪˈleɪbəd/
[بریتانیا]/bəˈleɪbərd/

ترجمه

v. به طور مکرر و با شدت ضربه زدن یا زدن؛ به شدت انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

belaboured point

نقطه تکراری

belaboured argument

استدلال تکراری

belaboured explanation

توضیح طولانی و خسته کننده

belaboured effort

تلاش بیهوده

belaboured victory

پیروزی به دست آمده با سختی

belaboured conclusion

نتیجه گیری طولانی و خسته کننده

belaboured task

وظیفه تکراری

belaboured detail

جزئیات طولانی و خسته کننده

belaboured answer

پاسخ طولانی و خسته کننده

جملات نمونه

the teacher belaboured the point until everyone understood.

معلم بارها بر روی این نکته تاکید کرد تا همه متوجه شوند.

he belaboured the issue during the meeting, causing frustration.

او در طول جلسه به این موضوع پرداخت و باعث ایجاد ناراحتی شد.

she belaboured her argument with excessive details.

او استدلال خود را با جزئیات بیش از حد طولانی کرد.

the author belaboured the themes in the novel.

نویسنده مضامین رمان را با تاکید فراوان بیان کرد.

they belaboured the rules of the game for hours.

آنها برای ساعت‌ها قوانین بازی را توضیح دادند.

he belaboured his excuses for being late.

او بهانه‌های خود را برای دیر رسیدن طولانی کرد.

the presentation belaboured the importance of teamwork.

ارائه بر اهمیت کار گروهی تاکید کرد.

she belaboured the concept to ensure clarity.

او مفهوم را برای اطمینان از وضوح توضیح داد.

the coach belaboured the training regimen to the players.

مربی برنامه تمرینی را برای بازیکنان توضیح داد.

during the debate, he belaboured his opponent's flaws.

در طول بحث، او نقاط ضعف حریف خود را مورد تاکید قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید