besmearing

[ایالات متحده]/bɛˈsmeəriŋ/
[بریتانیا]/bɛˈsmɪrɪŋ/

ترجمه

v. ماده‌ای را به‌طور نامنظم یا کثیف پخش یا اعمال کردن؛ چیزی را لک یا کثیف کردن؛

عبارات و ترکیب‌ها

besmearing one's reputation

پخش کردن شایعات نادرست

جملات نمونه

she was besmearing the walls with bright colors.

او دیوارها را با رنگ‌های روشن آغشته می‌کرد.

he is always besmearing his reputation with careless actions.

او همیشه با اعمال بی‌مبالغه‌آمیز، شهرت خود را لکه‌دار می‌کند.

the children were besmearing their faces with cake frosting.

کودکان صورت‌های خود را با کرم کیک آغشته می‌کردند.

she couldn't believe he was besmearing her trust.

او نمی‌توانست باور کند که او اعتماد او را لکه‌دار می‌کند.

they were besmearing the canvas with various paints.

آنها بوم نقاشی را با رنگ‌های مختلف آغشته می‌کردند.

besmearing the truth won't help solve the problem.

آغشته کردن حقیقت به دروغ حل مشکل را یاری نمی‌رساند.

he was caught besmearing the public property.

او در حال آغشته کردن اموال عمومی دستگیر شد.

she felt guilty for besmearing her friend's name.

او به خاطر لکه‌دار کردن نام دوستش احساس گناه می‌کرد.

the artist was besmearing the sculpture with clay.

هنرمند مجسمه را با خاک رس آغشته می‌کرد.

besmearing the landscape with pollution is a serious issue.

آغشته کردن منظره با آلودگی یک مسئله جدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید