bestrode

[ایالات متحده]/bi'strəud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قدم زدن، گام زدن، عبور کردن، پوشش دادن.

جملات نمونه

he bestrode me, defending my prone body.

او بر من سوار شد، از بدن افتاده من دفاع کرد.

he bestrode his horse with the easy grace of a born horseman.

او با وقار و ظرافت ذاتی یک سوارکار حرفه‌ای، بر اسب خود سوار شد.

Bestrode on the bike, I didn't know what to say, with you sitting at the back.

در حالی که روی دوچرخه سوار بودم، نمی‌دانستم چه بگویم، در حالی که شما در عقب نشسته بودید.

It wasn’t that long ago that Americans bestrode the globe with the world’s strongest currency in their pockets.

چندان طولانی نگذشته بود که آمریکایی‌ها با ارز قوی جهان بر جهان سوار شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید