bicornate

[ایالات متحده]/baɪˈkɔːneɪt/
[بریتانیا]/baɪˈkɔːrneɪt/

ترجمه

adj. دارای دو گردن یا قسمت‌های گونه‌ای.

جملات نمونه

the bicornate uterus is a common congenital anomaly in females.

رحم دوگوشه در زنان یک ناهنجاری مادرزاد رایج است.

some species have bicornate leaves that help them conserve water.

برخی گونه‌ها برگ‌های دوگوشه دارند که به آن‌ها کمک می‌کند آب را ذخیره کنند.

the archaeologist discovered a bicornate artifact from the ancient civilization.

آرکیولوژیست یک اثر دوگوشه از تمدن باستانی کشف کرد.

a bicornate structure was observed in the embryonic development study.

در مطالعه توسعه جنینی، یک ساختار دوگوشه مشاهده شد.

the butterfly's wings had a distinctive bicornate pattern.

پروانه دارای الگوی دوگوشه‌ای متمایز در بال‌هایش بود.

bicornate horns are characteristic of certain breeds of cattle.

گوشتی‌های دوگوشه ویژگی خاص گونه‌های خاصی از گاوهای است.

the scientist described the bicornate morphology of the new species.

دانشمند مورفولوژی دوگوشه گونه جدید را توصیف کرد.

during the dissection, they found the organ had a bicornate shape.

در حین دیسکسیون، آن‌ها متوجه شدند که این نمونه دارای شکل دوگوشه است.

bicornate features are often discussed in comparative anatomy.

ویژگی‌های دوگوشه معمولاً در آناتومی مقایسه‌ای بحث می‌شود.

the fossil showed a clearly bicornate skull structure.

فوسیل یک ساختار جمجمه‌ای دوگوشه را به وضوح نشان می‌داد.

the plant's bicornate stigma was examined under the microscope.

سیگما دوگوشه گیاه زیر میکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید