bidas

[ایالات متحده]/bɪˈdɑːz/
[بریتانیا]/bɪˈdæz/

ترجمه

n. اسید ایمینو دی استیک آسیتیل آنیلید ن-بوتیل (جمع)؛ یک ترکیب شیمیایی که در کاربردهای پزشکی استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the sharp bidas cut through the rope easily.

بیداس تیز به راحتی از طناب عبور کرد.

he carried a bidas for self-defense.

او یک بیداس را برای دفاع شخصی حمل می کرد.

the bidas was made of stainless steel.

بیداس از فولاد ضد زنگ ساخته شده بود.

she sharpened the bidas before going hunting.

او قبل از رفتن به جستجوی غذا بیداس را تیز کرد.

the bidas slipped from his hand and fell.

بیداس از دست او لغزید و پад کرد.

he used a bidas to open the package.

او از یک بیداس برای باز کردن بسته استفاده کرد.

the antique bidas was displayed in the museum.

بیداس باستانی در موزه نمایش داده شد.

she kept the bidas in a leather sheath.

او بیداس را در یک جعبه چرمی نگه داشت.

the bidas was too dull to cut the vegetables.

بیداس خیلی کم تیز بود که بتواند سبزیجات را برش دهد.

he inherited the bidas from his grandfather.

او بیداس را از پدربزرگ خود به ارث برده بود.

the bidas gleamed in the sunlight.

بیداس در نور خورشید لامس می کرد.

she bought a new bidas from the market.

او یک بیداس جدید را از بازار خرید.

the bidas was hidden beneath his coat.

بیداس زیر کت او پنهان شده بود.

he tested the bidas on a piece of wood.

او بیداس را روی یک قطعه چوب آزمایش کرد.

the bidas was crafted by a skilled bladesmith.

بیداس توسط یک کارگر ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید