binned

[ایالات متحده]/bɪnd/
[بریتانیا]/bɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast زمان گذشته و قسمت گذشته 'bin'

عبارات و ترکیب‌ها

binned the project

دور ریختن پروژه

جملات نمونه

the data has been binned for easier analysis.

داده‌ها برای تجزیه و تحلیل آسان‌تر دسته‌بندی شده‌اند.

all the recyclable materials were binned separately.

تمام مواد قابل بازیافت به طور جداگانه دور ریخته شدند.

he binned the old newspapers to declutter the room.

او روزنامه‌های قدیمی را دور ریخت تا اتاق را مرتب کند.

the software automatically bins the incoming data.

نرم‌افزار به طور خودکار داده‌های ورودی را دسته‌بندی می‌کند.

the teacher binned the students' assignments for grading.

معلم تکالیف دانش‌آموزان را برای تصحیح دسته‌بندی کرد.

after the event, leftover food was binned to reduce waste.

پس از رویداد، غذای اضافی دور ریخته شد تا اتلاف کاهش یابد.

he binned the idea after considering the risks.

او ایده را پس از بررسی خطرات دور ریخت.

they binned the project proposal due to budget constraints.

آنها پیشنهاد پروژه را به دلیل محدودیت‌های بودجه دور ریختند.

the survey results were binned by age group.

نتایج نظرسنجی بر اساس گروه سنی دسته‌بندی شدند.

she binned her clothes to donate them to charity.

او لباس‌هایش را دور ریخت تا به خیریه اهدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید