birdbrains and bullies
مغزهای کوچک و زورگوها
don't be such a birdbrain; think before you act.
اینقدر مغز فندقی نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.
he made a birdbrain decision that cost the team the game.
او تصمیمی گرفت که نشان از مغز فندقی بودن داشت و باعث شکست تیم شد.
sometimes i feel like a birdbrain when i forget simple things.
گاهی اوقات احساس می کنم مثل یک مغز فندقی هستم وقتی چیزهای ساده را فراموش می کنم.
she called him a birdbrain for not studying for the test.
او او را به خاطر نخواندن برای امتحان، مغز فندقی خطاب کرد.
birdbrains often overlook important details.
مغز فندقی ها اغلب جزئیات مهم را نادیده می گیرند.
his birdbrain ideas didn't impress anyone at the meeting.
ایده های مغز فندقی او در جلسه کسی را تحت تاثیر قرار نداد.
don't be a birdbrain; double-check your work.
مغز فندقی نباشید؛ قبل از تحویل، دوباره بررسی کنید.
even birdbrains can learn from their mistakes.
حتی مغز فندقی ها هم می توانند از اشتباهات خود درس بگیرند.
he acted like a birdbrain during the presentation.
او در طول ارائه مثل یک مغز فندقی رفتار کرد.
birdbrains usually don't realize the consequences of their actions.
مغز فندقی ها معمولاً متوجه عواقب اعمال خود نمی شوند.
birdbrains and bullies
مغزهای کوچک و زورگوها
don't be such a birdbrain; think before you act.
اینقدر مغز فندقی نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.
he made a birdbrain decision that cost the team the game.
او تصمیمی گرفت که نشان از مغز فندقی بودن داشت و باعث شکست تیم شد.
sometimes i feel like a birdbrain when i forget simple things.
گاهی اوقات احساس می کنم مثل یک مغز فندقی هستم وقتی چیزهای ساده را فراموش می کنم.
she called him a birdbrain for not studying for the test.
او او را به خاطر نخواندن برای امتحان، مغز فندقی خطاب کرد.
birdbrains often overlook important details.
مغز فندقی ها اغلب جزئیات مهم را نادیده می گیرند.
his birdbrain ideas didn't impress anyone at the meeting.
ایده های مغز فندقی او در جلسه کسی را تحت تاثیر قرار نداد.
don't be a birdbrain; double-check your work.
مغز فندقی نباشید؛ قبل از تحویل، دوباره بررسی کنید.
even birdbrains can learn from their mistakes.
حتی مغز فندقی ها هم می توانند از اشتباهات خود درس بگیرند.
he acted like a birdbrain during the presentation.
او در طول ارائه مثل یک مغز فندقی رفتار کرد.
birdbrains usually don't realize the consequences of their actions.
مغز فندقی ها معمولاً متوجه عواقب اعمال خود نمی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید