blindfolds removed
حذف سربندها
blindfold someone's eyes
چشمان کسی را ببندید
blindfolded experiment
آزمایش با سربند
blindfolded justice
عدالت با سربند
blindfolded taste test
تست طعم با سربند
behind the blindfolds
پشت سربندها
they wore blindfolds during the game.
آنها در حین بازی از عینکهای کر میپوشیدند.
she used blindfolds to enhance the surprise.
او از عینکهای کر برای افزایش غافلگیری استفاده کرد.
blindfolds can create a sense of mystery.
عینکهای کر میتوانند حس رمز و راز ایجاد کنند.
he was led around with blindfolds on his eyes.
او با چشمانی بسته هدایت میشد.
blindfolds are often used in trust exercises.
عینکهای کر اغلب در تمرینات اعتماد به نفس استفاده میشوند.
they decided to play a game that involved blindfolds.
آنها تصمیم گرفتند یک بازی با استفاده از عینکهای کر انجام دهند.
blindfolds can help improve your other senses.
عینکهای کر میتوانند به بهبود سایر حواس شما کمک کنند.
she tied the blindfolds tightly to ensure no peeking.
او عینکهای کر را محکم بست تا از نگاه کردن جلوگیری کند.
they challenged each other to navigate with blindfolds.
آنها از یکدیگر خواستند تا با عینکهای کر حرکت کنند.
blindfolds were part of the magic show.
عینکهای کر بخشی از نمایش جادویی بودند.
blindfolds removed
حذف سربندها
blindfold someone's eyes
چشمان کسی را ببندید
blindfolded experiment
آزمایش با سربند
blindfolded justice
عدالت با سربند
blindfolded taste test
تست طعم با سربند
behind the blindfolds
پشت سربندها
they wore blindfolds during the game.
آنها در حین بازی از عینکهای کر میپوشیدند.
she used blindfolds to enhance the surprise.
او از عینکهای کر برای افزایش غافلگیری استفاده کرد.
blindfolds can create a sense of mystery.
عینکهای کر میتوانند حس رمز و راز ایجاد کنند.
he was led around with blindfolds on his eyes.
او با چشمانی بسته هدایت میشد.
blindfolds are often used in trust exercises.
عینکهای کر اغلب در تمرینات اعتماد به نفس استفاده میشوند.
they decided to play a game that involved blindfolds.
آنها تصمیم گرفتند یک بازی با استفاده از عینکهای کر انجام دهند.
blindfolds can help improve your other senses.
عینکهای کر میتوانند به بهبود سایر حواس شما کمک کنند.
she tied the blindfolds tightly to ensure no peeking.
او عینکهای کر را محکم بست تا از نگاه کردن جلوگیری کند.
they challenged each other to navigate with blindfolds.
آنها از یکدیگر خواستند تا با عینکهای کر حرکت کنند.
blindfolds were part of the magic show.
عینکهای کر بخشی از نمایش جادویی بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید