| جمع | blowtorches |
Arrange berries atop and around each panna cotta and spoon sabayon over berries. If desired, use kitchen blowtorch to lightly brown sabayon and serve immediately.
توت ها را بالای و اطراف هر پانا کوتا بچینید و سابایون را روی توت ها بریزید. در صورت تمایل، از مشعل آشپزخانه برای قهوه ای کردن ملایم سابایون استفاده کنید و بلافاصله سرو کنید.
The chef used a blowtorch to caramelize the sugar on top of the dessert.
سرآشپز از حسگر حرارتی برای کاراملی کردن شکر روی دسر استفاده کرد.
He carefully adjusted the flame on the blowtorch before starting to weld the metal pieces together.
او شعله حسگر حرارتی را قبل از شروع به جوش دادن قطعات فلزی با دقت تنظیم کرد.
The DIY enthusiast used a blowtorch to remove the paint from the old furniture.
آدمی که خودش وسایل را درست می کند از حسگر حرارتی برای برداشتن رنگ از مبلمان قدیمی استفاده کرد.
She accidentally set fire to the curtains while using the blowtorch to fix a pipe.
او به طور تصادفی در حین استفاده از حسگر حرارتی برای تعمیر لوله، آتش گرفت.
The sculptor used a blowtorch to shape the metal sculpture.
مجسمه ساز از حسگر حرارتی برای شکل دادن به مجسمه فلزی استفاده کرد.
The construction worker used a blowtorch to cut through the thick metal beam.
کارگر ساختمانی از حسگر حرارتی برای برش تیرچه فلزی ضخیم استفاده کرد.
He always keeps a blowtorch in his toolbox for emergency repairs.
او همیشه یک حسگر حرارتی را برای تعمیرات اضطراری در جعبه ابزار خود نگه می دارد.
The artist used a blowtorch to create unique patterns on the wooden surface.
هنرمند از حسگر حرارتی برای ایجاد الگوهای منحصر به فرد روی سطح چوبی استفاده کرد.
The mechanic used a blowtorch to heat up the frozen bolts and nuts.
مکانیک از حسگر حرارتی برای گرم کردن پیچ ها و مهره های یخ زده استفاده کرد.
The jewelry maker used a blowtorch to solder the silver pieces together.
سازنده جواهرات از حسگر حرارتی برای اتصال قطعات نقره استفاده کرد.
Arrange berries atop and around each panna cotta and spoon sabayon over berries. If desired, use kitchen blowtorch to lightly brown sabayon and serve immediately.
توت ها را بالای و اطراف هر پانا کوتا بچینید و سابایون را روی توت ها بریزید. در صورت تمایل، از مشعل آشپزخانه برای قهوه ای کردن ملایم سابایون استفاده کنید و بلافاصله سرو کنید.
The chef used a blowtorch to caramelize the sugar on top of the dessert.
سرآشپز از حسگر حرارتی برای کاراملی کردن شکر روی دسر استفاده کرد.
He carefully adjusted the flame on the blowtorch before starting to weld the metal pieces together.
او شعله حسگر حرارتی را قبل از شروع به جوش دادن قطعات فلزی با دقت تنظیم کرد.
The DIY enthusiast used a blowtorch to remove the paint from the old furniture.
آدمی که خودش وسایل را درست می کند از حسگر حرارتی برای برداشتن رنگ از مبلمان قدیمی استفاده کرد.
She accidentally set fire to the curtains while using the blowtorch to fix a pipe.
او به طور تصادفی در حین استفاده از حسگر حرارتی برای تعمیر لوله، آتش گرفت.
The sculptor used a blowtorch to shape the metal sculpture.
مجسمه ساز از حسگر حرارتی برای شکل دادن به مجسمه فلزی استفاده کرد.
The construction worker used a blowtorch to cut through the thick metal beam.
کارگر ساختمانی از حسگر حرارتی برای برش تیرچه فلزی ضخیم استفاده کرد.
He always keeps a blowtorch in his toolbox for emergency repairs.
او همیشه یک حسگر حرارتی را برای تعمیرات اضطراری در جعبه ابزار خود نگه می دارد.
The artist used a blowtorch to create unique patterns on the wooden surface.
هنرمند از حسگر حرارتی برای ایجاد الگوهای منحصر به فرد روی سطح چوبی استفاده کرد.
The mechanic used a blowtorch to heat up the frozen bolts and nuts.
مکانیک از حسگر حرارتی برای گرم کردن پیچ ها و مهره های یخ زده استفاده کرد.
The jewelry maker used a blowtorch to solder the silver pieces together.
سازنده جواهرات از حسگر حرارتی برای اتصال قطعات نقره استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید