bluffed

[ایالات متحده]/blʌfɪd/
[بریتانیا]/bluhfd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v برای فریب دادن یا ترساندن کسی با تظاهر به داشتن توانایی یا دانش بیشتر از آنچه که در واقع دارید؛ برای این که کسی را وادار کنید فکر کند که شما قدرتمندتر یا مطمئن‌تر از آنچه که واقعاً هستید، هستید، تا به آنچه که می‌خواهید برسید.

عبارات و ترکیب‌ها

bluffed into submission

فریب داده شده تا تسلیم شوند

جملات نمونه

he bluffed his way through the interview.

او با فریب از مصاحبه عبور کرد.

she bluffed about her experience to get the job.

او درباره تجربه خود دروغ گفت تا شغل را بدست آورد.

they bluffed during the poker game.

آنها در طول بازی پوکر دروغ گفتند.

the con artist bluffed his victims into believing him.

کلاهبردار قربانیان خود را فریب داد تا به او باور کنند.

he bluffed his friends into thinking he was rich.

او دوستان خود را فریب داد تا فکر کنند او ثروتمند است.

she bluffed about knowing the answer.

او درباره دانستن پاسخ دروغ گفت.

he bluffed his way out of trouble.

او با فریب از مشکلات خود خارج شد.

they bluffed their opponents in the debate.

آنها حریفان خود را در بحث فریب دادند.

she bluffed her way into the exclusive club.

او با فریب وارد باشگاه انحصاری شد.

he bluffed with confidence, but he was nervous inside.

او با اعتماد به نفس دروغ گفت، اما در درون مضطرب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید