bod

[ایالات متحده]/bɔd/
[بریتانیا]/bɑd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص
abbr. تقاضای اکسیژن بیوشیمیایی
Word Forms
جمعbods
شکل سوم شخص مفردbods

عبارات و ترکیب‌ها

bod and soul

روح و روان

bod weight

وزن بدن

bod measurements

اندازه های بدن

bod condition

وضعیت بدن

make bod decisions

تصمیمات مربوط به هیئت مدیره را اتخاذ کنید

bod meeting minutes

صورتجلسه جلسه هیئت مدیره

bod approval required

تاییدیه هیئت مدیره مورد نیاز است

bod compensation package

بسته حقوق و مزایای هیئت مدیره

bod oversight role

نقش نظارتی هیئت مدیره

جملات نمونه

This bodes him no good.

این نشانه‌ی خوبی برای او نیست.

some clever bod wrote a song about them.

یک فرد باهوش و زیرک درباره آنها یک آهنگ نوشت.

something which boded ill for unwary golfers.

چیزی که برای گلف بازان ناآگاه خبر بدی بود.

bod biz (=sensitivity training)

آموزش حساسیت

heavy seas that boded trouble for small craft.

دریاهای خروشان که برای قایق‌های کوچک مشکلاتی را نوید می‌داد.

The respirometric activities of sludge before and after tame have been determined by the BOD Track, and the activity could be expressed by first slope of respirometric curve.

فعالیت‌های تنفسی لجن قبل و بعد از رام کردن با استفاده از دستگاه BOD تعیین شده است و این فعالیت را می‌توان با استفاده از شیب اول منحنی تنفسی بیان کرد.

bod refers to the biochemical oxygen demand.

BOD مخفف تقاضای اکسیژن بیولوژیکی است.

the bod level indicates water pollution.

سطح BOD نشان‌دهنده آلودگی آب است.

high bod values can harm aquatic life.

مقادیر بالای BOD می‌تواند به حیات آبزیان آسیب برساند.

we need to measure the bod for the water sample.

ما باید BOD را برای نمونه آب اندازه گیری کنیم.

reducing bod is essential for environmental protection.

کاهش BOD برای حفاظت از محیط زیست ضروری است.

the bod test is a standard procedure in laboratories.

آزمایش BOD یک روش استاندارد در آزمایشگاه‌ها است.

understanding bod helps in wastewater management.

درک BOD به مدیریت فاضلاب کمک می‌کند.

industries must control their bod discharges.

صنایع باید تخلیه BOD خود را کنترل کنند.

bod is a critical factor in water quality assessment.

BOD یک عامل حیاتی در ارزیابی کیفیت آب است.

monitoring bod can prevent ecological damage.

نظارت بر BOD می‌تواند از آسیب‌های زیست محیطی جلوگیری کند.

نمونه‌های واقعی

I have a head for business and a bod for sin.

منه یک ذهن برای تجارت و یک بدن برای گناه.

منبع: Modern Family Season 6

Eating too many fluffernutters could give you a bit of a dad bod.

خوردن زیاد فلافرناترها ممکن است باعث شود کمی بدنی پدرانه به شما بدهد.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

While I was never fat, I was the proud owner of a dad bod.

در حالی که من هرگز چاق نبودم، من به افتخار صاحب یک بدنی پدرانه بودم.

منبع: Apple latest news

Party, right next to the old cemetery. Isn't that nice of them? Lots of warm bods for starving vampires.

مهمانی، درست در کنار گورستان قدیمی. آیا این لطف آنها نیست؟ تعداد زیادی بدن گرم برای خون آشام های گرسنه.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

I mean, I enjoy a good dad bod, but unfortunately, while I'm filming I can't get away with that.

منظورم این است که من از یک بدنی پدرانه خوب لذت می برم، اما متاسفانه در حین فیلمبرداری نمی توانم از آن اجتناب کنم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

Because I want people to know I have a bod.

چون می خواهم مردم بدانند که من یک بدن دارم.

منبع: Kylie Diary Season 2

See, I thought you were marrying me for my bod.

ببین، فکر کردم شما من را به خاطر بدنم با من ازدواج می کنید.

منبع: 2 Broke Girls Season 4

Coolness runs in the family, as well as awesome bods.

خنگ بازی در خانواده جریان دارد، علاوه بر بدن های عالی.

منبع: Kylie Diary Season 2

I realized soft and muscular, a little bit of dad bod, a little bit of lean and that's what I'm on right now.

من متوجه شدم نرم و ورزیده، کمی بدنی پدرانه، کمی لاغر و همین الان هم روی آن هستم.

منبع: Connection Magazine

All I can see is how he perfectly captured my fabulous bod.

من فقط می توانم ببینم که چگونه او به طور کامل بدنم فوق العاده را به تصویر کشیده است.

منبع: Kylie Diary Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید