bodyguarding

[ایالات متحده]/ˈbɒdiɡɑːd/
[بریتانیا]/ˈbɑːdiɡɑːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محافظ، نگهبان، افسر امنیت
یک حرفه‌ای که ایمنی دیگران را تضمین می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bodyguard training

آموزش محافظ

جملات نمونه

The Queen’s bodyguard is〔are〕 standing at the entrance.

حراستِ ملکه در ورودی ایستاده است.

His bodyguard was armed with a pistol.

حراستِ او با یک مسلسل مسلح بود.

He keeps a bodyguard of ten men.

او یک تیمِ حراستِ ده نفره دارد.

he had his bodyguards throw Chris out.

او دستور داد که حراستش کریس را بیرون کند.

stood with a bodyguard alongside; honked and drove up alongside.

با محافظ در کنارش ایستاد؛ بوق زد و در کنار آنها رانندگی کرد.

she would have to employ a permanent bodyguard in the house, someone who would blend in.

او باید یک حراستِ دائمی در خانه استخدام کند، کسی که با محیط ترکیب شود.

She has to have an armed bodyguard wherever she goes.

او باید در هر کجا که می‌رود، یک حراستِ مسلح داشته باشد.

Marlin Godfrey and David Anthony Kittrell say the fight was started by Iverson's bodyguard and entourage when the two refused to vacate a VIP section for Iverson at the Eyebar nightclub in Washington.

مارلین گادفری و دیوید آنتونی کیترل می‌گویند که درگیری توسط حراست و گروهِ همراه ایورسن آغاز شد، زمانی که این دو از تخلیه یک بخش ویژه برای ایورسن در کلاب شبانه Eyebar در واشنگتن امتناع کردند.

After leaving the airport boards, the bodyguards hand takes a Shanghai map research route, then has irised out two hospitals with the pen nearby Mill's several traveling schedule.

پس از ترک ترمینال فرودگاه، دست حراست یک مسیر تحقیق نقشه شانگهای را می‌گیرد، سپس با قلمی که نزدیک برنامه سفرزده میل است، دو بیمارستان را مشخص می‌کند.

Jabbing the air with a walking stick and flanked by aides and bodyguards, Bashir called the court's decision a conspiracy designed to recolonize his country.

بشیر که با چوب دستی به هوا اشاره می‌کرد و با کمک‌کنندگان و حراسان احاطه شده بود، تصمیم دادگاه را توطئه‌ای برای استعمار مجدد کشورش خواند.

نمونه‌های واقعی

There were 8 bodyguards with the guy.

8 نگهبان همراه آن مرد بودند.

منبع: American English dialogue

So he has two big bodyguards. It's true.

پس او دو نگهبان بزرگ دارد. این درست است.

منبع: American English dialogue

He has refused the military bodyguards used by past presidents.

او از استخدام نگهبانان نظامی که توسط روسای جمهور سابق استفاده شده است، خودداری کرده است.

منبع: VOA Special December 2018 Collection

Clownfish use sea anemones as their home and personal bodyguards.

ماهی‌های جلبکی از زنبق‌های دریایی به عنوان خانه و نگهبانان شخصی خود استفاده می‌کنند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

I don't need a bodyguard. - You got one now.

من به نگهبان نیاز ندارم. - حالا داری.

منبع: Out of Control Season 3

No, you just want a bodyguard so you don't become somebody's side dish.

نه، تو فقط می‌خواهی نگهبان داشته باشی تا تبدیل به غذای کسی نشوی.

منبع: Ice Age 1 Highlights

Ever since then, Yamani surrounded himself with tough British bodyguards, and he kept his movements secret.

از آن زمان به بعد، یمانی خود را با نگهبانان بریتانیایی قدرتمند احاطه کرد و حرکات خود را مخفی نگه داشت.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

But the kittiwakes have a pair of bodyguards.

اما پرستوهای دریایی یک جفت نگهبان دارند.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

You here for the bodyguard position?

آیا شما برای موقعیت نگهبان اینجا هستید؟

منبع: Arrow Season 1

The lack of bodyguards was apparent all day.

نبود نگهبانان در طول روز آشکار بود.

منبع: NPR News December 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید