boggling

[ایالات متحده]/ˈbɒɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɑːɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را با چیزی غیرمنتظره یا غیرقابل باور گیج یا متعجب کردن؛ تردید کردن یا در مورد چیزی نامطمئن بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

boggling the mind

مبهوت کننده ذهن

boggling numbers

اعداد گیج کننده

a boggling amount

مقدار گیج کننده

bogglingly expensive

به طرز گیج کننده ای گران

a boggling revelation

یک فاش سازی گیج کننده

boggling complexity

پیچیدگی گیج کننده

boggling possibilities

احتمالات گیج کننده

جملات نمونه

the complexity of the universe is truly boggling.

پیچیدگی جهان به طور واقعی شگفت‌انگیز است.

she found the math problem boggling and couldn't solve it.

او مسئله ریاضی را گیج‌کننده یافت و نتوانست آن را حل کند.

his ability to remember details is boggling to everyone.

توانایی او در به خاطر سپردن جزئیات برای همه شگفت‌انگیز است.

the number of stars in the sky is boggling to the mind.

تعداد ستارگان در آسمان برای ذهن بسیار زیاد و شگفت‌انگیز است.

it's boggling how quickly technology is advancing.

اینکه فناوری چه سرعتي در حال پيشرفت است، شگفت‌انگیز است.

she had a boggling array of choices for her vacation.

او مجموعه‌ای گیج‌کننده از انتخاب‌ها برای تعطیلات خود داشت.

the boggling statistics left the audience speechless.

آمار شگفت‌انگیز باعث شد مخاطبان بی‌صدا شوند.

his boggling talent for music impressed everyone.

استعداد شگفت‌انگیز او در موسیقی همه را تحت تاثیر قرار داد.

the boggling variety of cultures in the city is fascinating.

تنوع شگفت‌انگیز فرهنگ‌ها در شهر جذاب است.

understanding quantum physics can be boggling for many.

درک فیزیک کوانتومی می‌تواند برای بسیاری گیج‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید