bombes

[ایالات متحده]/bɒm(b)/
[بریتانیا]/ˈboʊm (bə)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسر یخ‌زده به شکل خربزه، کره یا فنجان، که اغلب با بستنی یا کرم تهیه می‌شود.; نوعی دسر یخ‌زده.

عبارات و ترکیب‌ها

a real bombe

بمب واقعی

drop a bombe

پرتاب یک بمب

a fashion bombe

یک بمب مد

bombe away

بمب دور

جملات نمونه

she decided to drop a bombe on the enemy base.

او تصمیم گرفت یک بمب روی پایگاه دشمن بیندازد.

the bombe was a crucial part of the military operation.

بمب بخش مهمی از عملیات نظامی بود.

he carefully designed the bombe for maximum impact.

او بمب را برای بیشترین تاثیر به دقت طراحی کرد.

they found an old bombe buried in the ground.

آنها یک بمب قدیمی که در زمین دفن شده بود پیدا کردند.

the bombe exploded, causing widespread damage.

بمب منفجر شد و خسارت گسترده ای وارد کرد.

she was fascinated by the history of the bombe.

او مجذوب تاریخ بمب شد.

he watched a documentary about the development of the bombe.

او یک فیلم مستند در مورد توسعه بمب تماشا کرد.

the bombe was dropped from a high altitude.

بمب از ارتفاع زیاد رها شد.

they needed to defuse the bombe before it exploded.

آنها قبل از انفجار بمب نیاز به خنثی کردن آن داشتند.

after the war, many bombe remnants were found.

پس از جنگ، بقایای بسیاری از بمب کشف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید