bombinations

[ایالات متحده]/bɒmˌbɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/bɑːmˌbɪˈneɪʃənz/

ترجمه

n. عمل وزوز کردن یا ایجاد صداهای وزوز مانند مگس.

عبارات و ترکیب‌ها

bombinations and detonations

انفجارها و اصطلاحات

جملات نمونه

his bombinations during the meeting were quite distracting.

واکنش‌های او در طول جلسه بسیار حواس‌پرت‌کننده بود.

the bombinations of the fireworks filled the night sky.

صدای انفجارها آسمان شب را پر کرد.

we could hear the bombinations from the nearby construction site.

ما می‌توانستیم صدای انفجارها را از محل ساختمانی نزدیک بشنویم.

her laughter had bombinations that echoed through the hall.

خنده‌های او طنین‌اندازی داشت که در سراسر سالن طنین‌انداز می‌شد.

the bombinations of the thunder signaled an approaching storm.

صدای رعد و برق نشان‌دهنده نزدیک شدن طوفان بود.

he described the bombinations of the engine as music to his ears.

او صدای موتور را برایش مانند موسیقی توصیف کرد.

the bombinations from the car's exhaust were unusually loud.

صدای خروجی ماشین از اگزوز به طرز غیرمعمولی بلند بود.

in the distance, the bombinations of a celebration could be heard.

در دوردست، می‌توانستیم صدای جشن‌ها را بشنویم.

her speech was filled with bombinations that captivated the audience.

سخنرانی او مملو از صداهایی بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the bombinations of the crowd cheered as the team scored.

صدای تشویق جمعیت با گلزنی تیم بالا رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید