bonk

[ایالات متحده]/bɒŋk/
[بریتانیا]/bɑŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. صدای بلندی ایجاد کردن; (با "با" استفاده می‌شود) رابطه جنسی داشتن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbonking
جمعbonks
قسمت سوم فعلbonked
شکل سوم شخص مفردbonks
زمان گذشتهbonked

جملات نمونه

give it a bonk with a hammer.

با یک چکش به آن ضربه بزنید.

Bonk You bonk XXX on the noggin. Doh!/ You bonj yourself the noggin. Doh!

بونک! شما XXX را به سر ضربه می‌زنید. اوه!/ شما خودتان را به سر می‌زنید. اوه!

he bonked his head on the plane's low bulkhead.

او سرش را به جداره پایین هواپیما زد.

She bonked her head going through the low doorway.

وقتی از در کوتاه عبور می‌کرد، سرش را زد.

His head bonked against the wall as he fell.

وقتی افتاد، سرش به دیوار برخورد کرد.

Bonk, a professor of education at Indiana University in Bloomington, is specializing in ways to integrate online technologies into teaching.

بونک، استاد آموزش و پرورش در دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، در حال متخصص شدن در روش‌های ادغام فناوری‌های آنلاین در آموزش است.

نمونه‌های واقعی

It's commonly referred to as the bonk and I can attest to that being no fun at all.

به طور معمول به آن ضربه می گویند و من می توانم تایید کنم که اصلا خوشایند نیست.

منبع: Connection Magazine

Bowling ball to the head suddenly Fred Flinstone can't remember who he is, another bonk and everything goes back to normal.

ناگهان یک توپ بولینگ به سر برخورد کرد، فرِد فِلینستون یادش نمی‌رود کیست، ضربه دیگری و همه چیز به حالت عادی باز می‌گردد.

منبع: Scishow Selected Series

Another bonk, and everything goes back to normal.

ضربه دیگری و همه چیز به حالت عادی باز می‌گردد.

منبع: SciShow Quick Questions and Answers Small Science Popularization

They just might bonk you in the head.

ممکن است فقط به سر شما ضربه بزنند.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

The fly bonked him on the nose and flew away.

پروانه به بینی او ضربه زد و پرواز کرد.

منبع: Fly Guy

Just bonk him over the head.

فقط به سرش ضربه بزن.

منبع: Gravity Falls Season 1

I just hit the cat And all because I can't look where I throw things I bonked my kitteh!

من فقط گربه را زدم و همه اینها به این دلیل است که نمی توانم جایی که پرتاب می کنم را ببینم، من گربه ام را ضربه زدم!

منبع: Laugh-out-loud lip language

Not a good idea. Please be careful when you're using these things. They just might bonk you in the head.

ایده خوبی نیست. هنگام استفاده از این وسایل مراقب باشید. ممکن است فقط به سر شما ضربه بزنند.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Speaking

Or rather, they noticed that the F.E.A.S.T. truck was rocking back and forth, shaking, as something inside bonked against the walls and the floor.

یا به عبارت دیگر، متوجه شدند که کامیون F.E.A.S.T. به جلو و عقب تکان می خورد، می لرزید، زیرا چیزی در داخل آن به دیوارها و کف برخورد می کرد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

" It looks like it's full of trees that are going  to fall down and bonk us on the head, " said Bear.

" به نظر می رسد که پر از درختانی است که می افتند و به سر ما ضربه می زنند، " خرس گفت.

منبع: Storyline Online English Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید