make a booboo
اشتباه کردن
made a booboo
اشتباه کردم
little booboo
اشتباه کوچک
silly booboo
اشتباه احمقانه
tiny booboo
اشتباه کوچک
a booboo
یک اشتباه
booboo mistake
اشتباه کردن
no booboo
بدون اشتباه
booboo free
عاری از اشتباه
oops booboo
اوه اشتباه کردم
everyone makes a booboo sometimes, so don't be too hard on yourself.
همه گاهی اوقات اشتباه میکنند، پس زیاد خودتان را سرزنش نکنید.
i made a tiny booboo in my presentation, but nobody seemed to notice.
من یک اشتباه کوچک در ارائه خود مرتکب شدم، اما به نظر نمیرسید کسی متوجه شده باشد.
she admitted her booboo and corrected it immediately.
او اشتباه خود را پذیرفت و بلافاصله آن را اصلاح کرد.
there's a silly little booboo in this document that needs fixing.
یک اشتباه کوچک و احمقانه در این سند وجود دارد که نیاز به رفع دارد.
my little sister made a booboo when she spilled juice on the carpet.
خواهر کوچکم وقتی روی فرش آبمیوه ریخت، اشتباه کرد.
the accountant found a booboo in the quarterly report.
محاسب یک اشتباه در گزارش سه ماهه پیدا کرد.
he felt embarrassed after making a booboo during the interview.
او بعد از مرتکب شدن اشتباه در طول مصاحبه احساس شرمندگی کرد.
it's just a minor booboo, nothing to worry about.
فقط یک اشتباه جزئی است، جای نگرانی نیست.
my mom said that everyone is entitled to a booboo now and then.
مامانم گفت که همه حق دارند گاهی اوقات اشتباه کنند.
the teacher pointed out a booboo in my essay.
معلم یک اشتباه در مقاله من را نشان داد.
i tried to hide my booboo, but my friend noticed anyway.
من سعی کردم اشتباه خود را پنهان کنم، اما دوست من به هر حال متوجه شد.
after making a booboo on stage, the performer laughed it off.
بعد از مرتکب شدن اشتباه روی صحنه، بازیگر آن را با خنده پشت سر گذاشت.
make a booboo
اشتباه کردن
made a booboo
اشتباه کردم
little booboo
اشتباه کوچک
silly booboo
اشتباه احمقانه
tiny booboo
اشتباه کوچک
a booboo
یک اشتباه
booboo mistake
اشتباه کردن
no booboo
بدون اشتباه
booboo free
عاری از اشتباه
oops booboo
اوه اشتباه کردم
everyone makes a booboo sometimes, so don't be too hard on yourself.
همه گاهی اوقات اشتباه میکنند، پس زیاد خودتان را سرزنش نکنید.
i made a tiny booboo in my presentation, but nobody seemed to notice.
من یک اشتباه کوچک در ارائه خود مرتکب شدم، اما به نظر نمیرسید کسی متوجه شده باشد.
she admitted her booboo and corrected it immediately.
او اشتباه خود را پذیرفت و بلافاصله آن را اصلاح کرد.
there's a silly little booboo in this document that needs fixing.
یک اشتباه کوچک و احمقانه در این سند وجود دارد که نیاز به رفع دارد.
my little sister made a booboo when she spilled juice on the carpet.
خواهر کوچکم وقتی روی فرش آبمیوه ریخت، اشتباه کرد.
the accountant found a booboo in the quarterly report.
محاسب یک اشتباه در گزارش سه ماهه پیدا کرد.
he felt embarrassed after making a booboo during the interview.
او بعد از مرتکب شدن اشتباه در طول مصاحبه احساس شرمندگی کرد.
it's just a minor booboo, nothing to worry about.
فقط یک اشتباه جزئی است، جای نگرانی نیست.
my mom said that everyone is entitled to a booboo now and then.
مامانم گفت که همه حق دارند گاهی اوقات اشتباه کنند.
the teacher pointed out a booboo in my essay.
معلم یک اشتباه در مقاله من را نشان داد.
i tried to hide my booboo, but my friend noticed anyway.
من سعی کردم اشتباه خود را پنهان کنم، اما دوست من به هر حال متوجه شد.
after making a booboo on stage, the performer laughed it off.
بعد از مرتکب شدن اشتباه روی صحنه، بازیگر آن را با خنده پشت سر گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید