borde

[ایالات متحده]/bɔːrdʒ/
[بریتانیا]/bordzh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرز، حد، حاشیه، لبه
Word Forms
جمعbordes

عبارات و ترکیب‌ها

borde on reckless

باید آن بی‌احتیاط

جملات نمونه

he felt a sense of borde as he looked out over the ocean.

او احساس ملال و کسالت را در حالی که به اقیانوس نگاه می‌کرد، احساس کرد.

the children were borde during the long car ride.

کودکان در طول سفر طولانی ماشین حوصله داشتند.

she tried to avoid borde by picking up a new hobby.

او سعی کرد از ملال و کسالت دوری کند با شروع یک سرگرمی جدید.

he expressed his borde with a loud sigh.

او با یک آه بلند، ملال و کسالت خود را بیان کرد.

finding ways to combat borde is important for mental health.

پیدا کردن راه‌های مقابله با ملال و کسالت برای سلامت روان مهم است.

they decided to go for a walk to escape their borde.

آنها تصمیم گرفتند برای فرار از ملال و کسالت پیاده‌روی کنند.

she often feels borde when she has nothing to do.

او اغلب احساس ملال و کسالت می‌کند وقتی هیچ کاری برای انجام دادن ندارد.

his borde led him to explore new places in the city.

ملال و کسالت او باعث شد مکان‌های جدیدی را در شهر کشف کند.

they organized a game night to alleviate their borde.

آنها یک شب بازی برگزار کردند تا ملال و کسالت خود را کاهش دهند.

reading books can help reduce feelings of borde.

خواندن کتاب می‌تواند به کاهش احساسات ملال و کسالت کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید