boucle

[ایالات متحده]/buːkl/
[بریتانیا]/booˈkl̩/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نخ یا پارچه حلقه‌ای با سطح برجسته و بافت‌دار؛ نوعی پارچه تقلیدی از پوست بره
Word Forms
جمعboucles

عبارات و ترکیب‌ها

boucle yarn

نخ بافت برجسته

boucle effect

اثر بافت برجسته

boucle fabric

پارچه بافت برجسته

boucle knit

بافت برجسته با قلاب

boucle stitch

دوخت بافت برجسته

boucle weave

بافت برجسته

soft boucle

بافت برجسته نرم

warm boucle

بافت برجسته گرم

bold boucle

بافت برجسته جسورانه

جملات نمونه

she wore a beautiful boucle jacket.

او یک ژاکت بکلوی زیبا پوشید.

the boucle fabric is very popular for winter clothing.

پارچه بکلوی بسیار محبوب برای لباس‌های زمستانی است.

he prefers boucle yarn for his knitting projects.

او ترجیح می‌دهد از نخ بکلوی برای پروژه‌های بافندگی خود استفاده کند.

they designed a boucle sofa for the living room.

آنها یک مبل بکلوی برای اتاق نشیمن طراحی کردند.

her dress had a lovely boucle texture.

لباس او بافتی بکلوی زیبا داشت.

we discussed the advantages of using boucle in fashion.

ما مزایای استفاده از بکلوی در مد را مورد بحث قرار دادیم.

the boucle pattern adds elegance to the fabric.

الگوی بکلوی ظرافت را به پارچه اضافه می‌کند.

he bought a boucle scarf for the chilly weather.

او یک شال بکلوی برای هوای سرد خرید.

her new boucle coat is very stylish.

کت بکلوی جدید او بسیار شیک است.

they showcased a collection of boucle garments at the fashion show.

آنها مجموعه‌ای از لباس‌های بکلوی را در نمایشگاه مد به نمایش گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید