braises meat
سرخ کردن گوشت
braises vegetables
سرخ کردن سبزیجات
braise beef
سرخ کردن گوشت گاو
braises slowly
به آرامی سرخ کردن
braises gently
به آرامی سرخ کردن
braise flavors
سرخ کردن طعم ها
she braises the beef until it is tender.
او گوشت را تا زمانی که نرم شود، تفت میدهد.
he braises vegetables in a rich sauce.
او سبزیجات را در سس خوشمزه تفت میدهد.
they braise the pork for several hours.
آنها گوشت خوک را برای چند ساعت تفت میدهند.
she loves to braise chicken with herbs.
او عاشق تفت دادن مرغ با گیاهان معطر است.
he braises lamb shanks for a hearty meal.
او جوجههای بره را برای یک وعده غذایی مقوی تفت میدهد.
they often braise dishes for family gatherings.
آنها اغلب غذاها را برای دورهمیهای خانوادگی تفت میدهند.
she braises duck with a sweet glaze.
او اردک را با یک لعاب شیرین تفت میدهد.
he braises root vegetables to enhance their flavor.
او سبزیجات ریشهای را برای افزایش طعمشان تفت میدهد.
they braise beef short ribs for a delicious dinner.
آنها دنده کوتاه گوشت گاو را برای یک شام خوشمزه تفت میدهند.
she prefers to braise her meats slowly.
او ترجیح میدهد گوشت خود را به آرامی تفت دهد.
braises meat
سرخ کردن گوشت
braises vegetables
سرخ کردن سبزیجات
braise beef
سرخ کردن گوشت گاو
braises slowly
به آرامی سرخ کردن
braises gently
به آرامی سرخ کردن
braise flavors
سرخ کردن طعم ها
she braises the beef until it is tender.
او گوشت را تا زمانی که نرم شود، تفت میدهد.
he braises vegetables in a rich sauce.
او سبزیجات را در سس خوشمزه تفت میدهد.
they braise the pork for several hours.
آنها گوشت خوک را برای چند ساعت تفت میدهند.
she loves to braise chicken with herbs.
او عاشق تفت دادن مرغ با گیاهان معطر است.
he braises lamb shanks for a hearty meal.
او جوجههای بره را برای یک وعده غذایی مقوی تفت میدهد.
they often braise dishes for family gatherings.
آنها اغلب غذاها را برای دورهمیهای خانوادگی تفت میدهند.
she braises duck with a sweet glaze.
او اردک را با یک لعاب شیرین تفت میدهد.
he braises root vegetables to enhance their flavor.
او سبزیجات ریشهای را برای افزایش طعمشان تفت میدهد.
they braise beef short ribs for a delicious dinner.
آنها دنده کوتاه گوشت گاو را برای یک شام خوشمزه تفت میدهند.
she prefers to braise her meats slowly.
او ترجیح میدهد گوشت خود را به آرامی تفت دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید