braveness

[ایالات متحده]/ˈbrævɪnəs/
[بریتانیا]/ˈbrævɪnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت شجاع بودن؛ شجاعت؛ نمایش پر زرق و برق یا مفصل؛ خودنمایی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

show braveness

نشان دادن شجاعت

great braveness

شجاعت بزرگ

lack of braveness

نبود شجاعت

test braveness

آزمایش شجاعت

need braveness

نیاز به شجاعت

express braveness

ابراز شجاعت

built on braveness

ساخته شده بر اساس شجاعت

demonstrate braveness

نشان دادن شجاعت

courage and braveness

شجاعت و دلاوری

جملات نمونه

her braveness in the face of danger inspired everyone around her.

شجاعت او در برابر خطر الهام بخش همه اطرافیانش بود.

braveness is not the absence of fear, but the ability to overcome it.

شجاعت به معنای عدم وجود ترس نیست، بلکه توانایی غلبه بر آن است.

he showed great braveness when he stood up for his beliefs.

وقتی برای دفاع از باورهای خود ایستاد، شجاعت زیادی نشان داد.

braveness can often lead to unexpected rewards.

شجاعت اغلب می‌تواند منجر به پاداش‌های غیرمنتظره شود.

we admire her braveness in tackling difficult challenges.

ما شجاعت او در مقابله با چالش‌های دشوار را تحسین می‌کنیم.

braveness is a quality that can change the course of history.

شجاعت خصلتی است که می‌تواند روند تاریخ را تغییر دهد.

it takes braveness to admit your mistakes and learn from them.

برای پذیرش اشتباهات خود و یادگیری از آنها به شجاعت نیاز است.

children often display remarkable braveness in new situations.

کودکان اغلب شجاعت قابل توجهی در موقعیت‌های جدید نشان می‌دهند.

his braveness during the crisis earned him a medal.

شجاعت او در بحران باعث شد مدالی دریافت کند.

braveness in pursuing your dreams is essential for success.

شجاعت در پیگیری رویاهایتان برای موفقیت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید