brazing

[ایالات متحده]/breɪzɪŋ/
[بریتانیا]/breɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند اتصال فلزات با گرم کردن آن‌ها به دمایی پایین‌تر از نقطه ذوبشان و استفاده از فلز پرکننده‌ای که در دمای پایین‌تری ذوب می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

braze alloy

آلیاژ برنج

brazing process

فرآیند برنج کاری

braze joint

اتصال برنجی

brazing temperature

دمای برنج کاری

braze filler

مواد پرکننده برنج

brazing rod

میله برنج

high braze

برنجکاری با دمای بالا

brazing flux

شار برنج

braze metal

فلز جوش

brazing torch

چراغ برنج

جملات نمونه

brazing is often used in metalworking to join two pieces together.

برازینگ اغلب در فرآوری فلزات برای اتصال دو قطعه به یکدیگر استفاده می شود.

many industries rely on brazing for creating durable joints.

صنایع زیادی برای ایجاد اتصالات بادوام به برازینگ متکی هستند.

he learned brazing techniques in his vocational training.

او تکنیک های برازینگ را در آموزش حرفه ای خود آموخت.

brazing can be performed using various types of filler metals.

می توان برازینگ را با استفاده از انواع مختلف فلزات پرکننده انجام داد.

proper temperature control is crucial for successful brazing.

کنترل دمای مناسب برای برازینگ موفق بسیار مهم است.

they use brazing to assemble components in aerospace applications.

آنها از برازینگ برای مونتاژ قطعات در کاربردهای هوافضا استفاده می کنند.

brazing joints are typically stronger than welded joints.

اتصالات برازینگ معمولاً از اتصالات جوش داده شده قوی تر هستند.

she demonstrated the brazing process during the workshop.

او فرآیند برازینگ را در طول کارگاه نشان داد.

understanding the properties of materials is important for brazing.

درک خواص مواد برای برازینگ مهم است.

many technicians specialize in brazing for automotive repairs.

تکنسین های زیادی در تعمیرات خودرو در برازینگ تخصص دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید