breadheads

[ایالات متحده]/ˈbredˌhed/
[بریتانیا]/ˈbrɛdˌhɛd/

ترجمه

n. شخصی که به پول وسواس دارد؛ شخصی مادی‌گرا.

عبارات و ترکیب‌ها

breadhead dude

بَردهد دِید

breadhead kid

بَردهد کودِک

breadhead friend

دوست بَردهد

new breadhead

بَردهد نُوی

breadhead guy

بَردهد مرد

old breadhead

بَردهد پیر

be a breadhead

بَردهد باش

call breadhead

بَردهد را صدا بزن

avoid breadhead

از بَردهد دوری کن

جملات نمونه

he always calls me a breadhead because i love sandwiches.

او همیشه مرا نان‌دوست صدا می‌زند چون عاشق ساندویچ هستم.

being a breadhead, she tries every type of bread at the bakery.

با وجود اینکه او یک نان‌دوست است، سعی می‌کند هر نوع نانی را در نانوایی امتحان کند.

my friend is such a breadhead; he bakes bread every weekend.

دوست من خیلی نان‌دوست است؛ آخر هفته‌ها نان می‌پزد.

as a breadhead, i believe there is nothing better than freshly baked bread.

من به عنوان یک نان‌دوست، باور دارم هیچ چیز بهتر از نان تازه پخته شده وجود ندارد.

she proudly identifies as a breadhead in our cooking class.

او با افتخار خود را در کلاس آشپزی نان‌دوست معرفی می‌کند.

his breadhead tendencies make him the best person to ask for recipes.

تمایلات نان‌دوستی او را به بهترین شخص برای پرسیدن دستور العمل تبدیل کرده است.

every breadhead knows the secret to making the perfect sourdough.

هر نان‌دوستی از راز تهیه نان جو دوغ عالی آگاه است.

as a breadhead, she enjoys experimenting with different flour types.

با وجود اینکه او یک نان‌دوست است، از آزمایش با انواع مختلف آرد لذت می‌برد.

his breadhead passion led him to start a blog about artisan bread.

اشتیاق نان‌دوستی او باعث شد وبلاگی در مورد نان‌های دست‌ساز راه اندازی کند.

being a breadhead means always having a loaf ready for guests.

نان‌دوست بودن به معنای همیشه داشتن یک نان آماده برای مهمانان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید