bret

[ایالات متحده]/brɛt/
[بریتانیا]/brɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسم خاص: یک نام خاص مرد؛ اسم خاص: یک نام خانوادگی در زمینه فرانسوی، انگلیسی و چک.
شکل‌های واژه
جمعbrets

عبارات و ترکیب‌ها

bret arrived

برت رسید

bret's book

کتاب برت

bret is here

برت اینجا است

bret will go

برت خواهد رفت

bret had said

برت گفته بود

bret's idea

ایده برت

bret's project

پروژه برت

bret working

کار برت

bret left

برت رفت

bret's turn

نوبت برت

جملات نمونه

bret brought a delicious apple pie to the potluck.

برت یک پیتای سیب لذیذ به جمع‌آوری غذاهای خانوادگی آورده بود.

we brethed a sigh of relief when we saw the finish line.

وقتی ما خط پایان را دیدیم، نفسی از راحتی خوردیم.

bret's brother is a talented musician.

برد خواننده‌ای ماهر است.

the company brethed new life into the struggling business.

شرکت باعث زنده شدن کسب و کار در حال فروپاشی شد.

bret carefully brethed in the aroma of the coffee.

برت با دقت عطر کافئه را نفس کشید.

bret and his friends went hiking in the mountains.

برت و دوست‌هایش به تفریغ در کوه‌ها رفتند.

bret brethed deeply to calm his nerves before the exam.

برت قبل از آزمون با نفس عمیق نерوسی خود را آرام کرد.

bret's parents are very supportive of his career goals.

والدین برت به هدف‌های شغلی او بسیار حمایت می‌کنند.

the old building brethed a sense of history and charm.

ساختمان قدیمی حس تاریخ و جذابیتی را منتشر کرد.

bret brethed a long, slow breath after the intense workout.

پس از تمرین شدید، برت یک نفس طولانی و آرام کشید.

bret's new job offers excellent opportunities for growth.

شغل جدید برت فرصت‌های بسیار خوبی برای رشد ارائه می‌دهد.

bret brethed a wave of excitement upon hearing the news.

وقتی خبر را شنید، برت موجی از خوشحالی نفس کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید