brevet

[ایالات متحده]/ˈbrɛvɛt/
[بریتانیا]/ˈbrevɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گواهی یا سندی که یک مقام رسمی، افتخار یا دستاورد را تأیید می‌کند.
v. اعطای درجه brevet یا عنوان افتخاری به کسی.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbrevets
جمعbrevets
صفت یا فعل حال استمراریbrevetting
زمان گذشتهbrevetted
قسمت سوم فعلbrevetted

عبارات و ترکیب‌ها

brevet degree

مقام درجه

brevet officer

سرهنگ ارشد

brevet rank

درجه ارشد

brevet authority

قدرت ارشد

brevet system

سیستم ارشد

brevet promotion

ارتقاء ارشد

brevet warrant

گواهی ارشد

brevet award

جوایز ارشد

brevet status

وضعیت ارشد

brevet eligibility

شرایط ارشد

جملات نمونه

he received a brevet for his outstanding service.

او به خاطر خدمات برجسته‌اش یک درجه دریافت کرد.

she is working hard to earn her brevet.

او سخت تلاش می‌کند تا درجه خود را کسب کند.

the brevet allows him to teach advanced classes.

این درجه به او اجازه می‌دهد تا در کلاس‌های پیشرفته تدریس کند.

many pilots hold a brevet as a mark of their training.

بسیاری از خلبانان یک درجه را به عنوان نشانه‌ای از آموزش خود دارند.

she proudly displayed her brevet on the wall.

او به افتخار خود درجه خود را روی دیوار به نمایش گذاشت.

obtaining a brevet can open up new career opportunities.

کسب یک درجه می‌تواند فرصت‌های شغلی جدیدی را فراهم کند.

he worked tirelessly to achieve his brevet.

او بی‌وقفه برای کسب درجه خود تلاش کرد.

the brevet system is essential for recognizing skills.

سیستم درجه‌بندی برای شناخت مهارت‌ها ضروری است.

she was awarded a brevet after completing the course.

پس از اتمام دوره، او جایزه درجه گرفت.

his brevet signifies his commitment to excellence.

درجه او نشان دهنده تعهد او به برتری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید