brevirostrate

[ایالات متحده]/brɪˈvɪəʊstreɪt/
[بریتانیا]/briːˌvroʊstrāt/

ترجمه

adj. داشتن نوک کوتاه.

عبارات و ترکیب‌ها

brevirostrate beak

منقار کوتاه‌دندان

brevirostrate bird

پرنده کوتاه‌دندان

brevirostrate skull

جمجمه کوتاه‌دندان

جملات نمونه

the brevirostrate species of fish are often found in shallow waters.

گونه‌های بریویروسترات ماهی اغلب در آب‌های کم‌عمق یافت می‌شوند.

researchers studied the feeding habits of the brevirostrate birds.

محققان عادات تغذیه‌ی پرندگان بریویروسترات را مطالعه کردند.

brevirostrate organisms have unique adaptations to their environments.

موجودات بریویروسترات سازگاری‌های منحصربه‌فردی با محیط‌زیست خود دارند.

the brevirostrate form of the species is less common than others.

فرم بریویروسترات این گونه نسبت به سایرین کمتر رایج است.

many brevirostrate animals exhibit specialized behaviors.

بسیاری از حیوانات بریویروسترات رفتارهای تخصصی نشان می‌دهند.

understanding brevirostrate characteristics can help in conservation efforts.

درک ویژگی‌های بریویروسترات می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

the brevirostrate morphology of these creatures is fascinating.

مورفولوژی بریویروسترات این موجودات جذاب است.

scientists are documenting the diversity of brevirostrate species.

دانشمندان در حال مستندسازی تنوع گونه‌های بریویروسترات هستند.

brevirostrate adaptations can enhance survival in specific niches.

سازگاری‌های بریویروسترات می‌توانند بقای آن‌ها را در زیستگاه‌های خاص افزایش دهند.

the brevirostrate anatomy of the specimen was carefully analyzed.

آناتومی بریویروسترات نمونه به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید