broadsword

[ایالات متحده]/brɔːdˌswɔːrd/
[بریتانیا]/broadˈsword/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شمشیر بزرگ با تیغه عریض.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

broadsword swing

حرکت شمشیر پهن

broadsword clash

برخورد شمشیر پهن

broadsword thrust

ضربه شمشیر پهن

draw broadsword

کشیدن شمشیر پهن

broadsword strike

ضربه شمشیر پهن

wield broadsword

به دست گرفتن شمشیر پهن

broadsword length

طول شمشیر پهن

جملات نمونه

he skillfully wielded the broadsword during the duel.

او با مهارت شمشیر پهن را در طول دوئل به کار می‌برد.

the broadsword is a symbol of strength and honor.

شمشیر پهن نمادی از قدرت و افتخار است.

she practiced her broadsword techniques every day.

او هر روز تکنیک‌های شمشیر پهن خود را تمرین می‌کرد.

the ancient warrior carried a heavy broadsword.

جنگجوی باستانی یک شمشیر پهن سنگین حمل می‌کرد.

in the film, the hero battles with a magical broadsword.

در فیلم، قهرمان با یک شمشیر پهن جادویی مبارزه می‌کند.

he admired the craftsmanship of the broadsword.

او از هنر ساخت شمشیر پهن تحسین کرد.

the broadsword clashed against the armor with a loud sound.

شمشیر پهن با صدای بلند با زره برخورد کرد.

they trained together to master the art of broadsword fighting.

آنها برای تسلط بر هنر شمشیربازی با شمشیر پهن با هم تمرین کردند.

he felt a rush of adrenaline as he swung the broadsword.

وقتی شمشیر پهن را به حرکت درآورد، او احساس هجوم آدرنالین کرد.

the broadsword was passed down through generations.

شمشیر پهن از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید