saber

[ایالات متحده]/ˈseɪbə/
[بریتانیا]/ˈseɪbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با شمشیر زدن; با شمشیر ضربه زدن
n. نوعی شمشیر، معمولاً با تیغه‌ای منحنی که توسط سواره‌نظام استفاده می‌شود; شمشیر سبک با نوک تیز که در شمشیربازی استفاده می‌شود; تهدید به زور یا نمایش قدرت نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

light saber

شمشیر نوری

saber tooth

دندان شمشیر

saber dance

رقص شمشیر

saber rattling

لرزش شمشیر

saber wielding

به دست داشتن شمشیر

saber fight

نبرد شمشیر

saber skills

مهارت‌های شمشیر

saber sounds

صداهای شمشیر

saber experts

متخصصان شمشیر

saber training

آموزش شمشیر

جملات نمونه

he decided to saber the champagne bottle for the celebration.

او تصمیم گرفت بطری شامپاین را برای جشن باز کند.

learning to saber a bottle of champagne takes practice.

یادگیری باز کردن بطری شامپاین با استفاده از خنجر نیاز به تمرین دارد.

she used a sword to saber the cork off the bottle.

او از یک شمشیر برای باز کردن درب بطری استفاده کرد.

at the party, he showed everyone how to saber a bottle.

در مهمانی، او به همه نشان داد که چگونه یک بطری را باز کند.

to saber champagne correctly, hold the bottle at a 45-degree angle.

برای باز کردن صحیح شامپاین، بطری را با زاویه 45 درجه نگه دارید.

it's impressive to saber a bottle without spilling any champagne.

باز کردن یک بطری بدون ریختن شامپاین بسیار چشمگیر است.

he practiced his technique to saber champagne for the wedding.

او تکنیک خود را برای باز کردن شامپاین در عروسی تمرین کرد.

she was excited to saber her first bottle of champagne.

او برای باز کردن اولین بطری شامپاین خود هیجان زده بود.

they celebrated the victory by saber champagne on the field.

آنها پیروزی را با باز کردن شامپاین در زمین جشن گرفتند.

he learned to saber champagne during his time in france.

او در طول اقامتش در فرانسه یاد گرفت که چگونه شامپاین را باز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید