bruit

[ایالات متحده]/bruːt/
[بریتانیا]/bruyt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به گسترش اطلاعات یا شایعات، به ویژه شایعه
n شایعه یا قطعه‌ای از شایعه
Word Forms
قسمت سوم فعلbruited
زمان گذشتهbruited
شکل سوم شخص مفردbruits
جمعbruits
صفت یا فعل حال استمراریbruiting

عبارات و ترکیب‌ها

bruit about

همهمه درباره

bruit of war

همهمه جنگ

bruit of battle

همهمه نبرد

bruit of gossip

همهمه غیبت

bruit of scandal

همهمه رسوایی

bruit of applause

همهمه تشویق

bruit of laughter

همهمه خنده

bruit of discontent

همهمه نارضایتی

bruit of celebration

همهمه جشن

جملات نمونه

the bruit of the crowd was deafening.

همهمه جمعیت بسیار زیاد و آزاردهنده بود.

there was a bruit of excitement in the air.

هیجان در هوا موج می‌زد.

we heard a bruit of rumors about the upcoming event.

ما شایعاتی در مورد رویداد آینده شنیدیم.

the medical team noted a bruit in the patient's heartbeat.

تیم پزشکی یک صدای غیرطبیعی در ضربان قلب بیمار تشخیص داد.

his arrival was met with a bruit of applause.

ورود او با تشویح و تحسین استقبال شد.

there was a faint bruit coming from the engine.

صدای ضعیفی از موتور به گوش می‌رسید.

the bruit of the waterfall was soothing.

صدای آبشار آرامش‌بخش بود.

she could hear the bruit of the city from her apartment.

او می‌توانست صدای شهر را از آپارتمانش بشنود.

the bruit of laughter filled the room.

خنده‌ها اتاق را پر کرد.

there was a strange bruit in the silence of the night.

در سکوت شب، صدایی عجیب وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید