brut

[ایالات متحده]/bruːt/
[بریتانیا]/brʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار خشک (به ویژه شامپاین)
n. شراب کم‌شکر

عبارات و ترکیب‌ها

brut force

اجبار

brutal murder

قتل وحشیانه

brutal attack

حمله وحشیانه

brutal honesty

صداقت بی‌پرده

brutal dictator

حاکم مستبد

جملات نمونه

The turbidity was induced mainly by inorganic salt in seriflux and the ethyl fatty acid in brut liquor.

اب سنگینی عمدتاً به دلیل نمک غیرآلی در سریفلوکس و اسیدهای چرب اتیل در مشروب بروت ایجاد شد.

If you want to spend less and pink bubbles are not for you, opt for Lanson's lemony, biscuity Black Label Brut champagne, as cheap now at it was at Christmas: £16.99 at Budgens and £17 at Asda.

اگر می‌خواهید هزینه کمتری کنید و حباب‌های صورتی برای شما مناسب نیستند، به جای آن شامپاین بلک لیبل بروت لانسون را انتخاب کنید که به اندازه ارزان است که در کریسمس بود: 16.99 پوند در بودجنز و 17 پوند در آسدا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید